![]() |
![]() |
|
|
گفتگوي باني فيلم با حامد بهداد / ۵ اسفند ۸۶
از حامد بهداد بعد ازمجموعه تلویزیونی سایه آفتاب به كارگردانی محمدرضا آهنج بیشتر اخبار سینمایی شنیدید. بازیگر فیلمهای بوتیك، (حمید نعمتا...) این زن حرف میزند، (احمد امینی) كافه ستاره (سامان مقدم) آدم (عبدالرضا كاهانی) با اولین حضور سینماییاش در فیلم آخر بازی (همایون اسعدیان) كاندیدای سیمرغ بلورین نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. حضور حامد بهداد در نقش یك افسر عراقی در فیلم روز سوم (محمد حسین لطیفی) هم نظر داوران جشنواره بیست و پنجم را جلب كرد و كاندیدای سیمرغ نقش مكمل مرد شد. او این روزها با سریال یك مشت پرعقاب (اصغر هاشمی) در نقش امیر حسین دانشور در كنار رضا كیانیان (خلعتبری) ایفاگر یك نقش متفاوت در تلویزیون است. به همین بهانه با او گفتوگو كردیم تا درباره این مجموعه تلویزیونی گپ مفصلی بزنیم. بهداد این روزها مشغول بازی در مجموعه تلویزیونی <زخمهای رویا> به كارگردانی حسین سهیلیزاده و تهیهكنندگی مهران رسام است. ماحصل این گفت و شنود را در ذیل از نظر گذرانید.
در حال حاضر مشغول بازی در مجموعه <زخمهای رویا> هستید. اگر موافق باشید با توضیحی در باره این مجموعه گفتوگو را آغاز كنیم؟ - بله، در این كار با دوستانی مثل آقایان فرامرز قریبیان، بهرام ابراهیمی، شهرام عبدلی و... همبازی هستم. نقش من هم مثل دیگر نقشهایی است كه شما در دیگر كارهای این روزها میبینید. در حال حاضر نقشهایی كه در خیابانهای شهر ما و كشورما ایفا میشود از یك چارچوب مشخص بیرون نیستند و اصطلاحاً جنس بازیها هم به روز هستند. بعد از چند سال فعالیت سینمایی دوباره به تلویزیون بازگشتید، با چه انگیزهای این اتفاق افتاد؟ آیا با برنامه و فاكتور خاصی تصمیم گرفتید مجدداً مسیر تلویزیون را تجربه كنید؟ - نمیدانم چه اتفاقی افتاد! شاید اشتباه كرده باشم شاید هم نه، یك شانس حرفهای باشد، واقعاً نمیدانم چی شد كه دوباره به سمت تلویزیون آمدم. یعنی حس میكنید شاید بازگشت به تلویزیون یك اشتباه باشد؟ - خیر، من اصلاً در این مورد قضاوت نمیكنم. همین جوری گفتم، شاید!! شاید این حضور مجدد در تلویزیون یك اتفاق مثبت برای من محسوب شود. البته الان نمیتوانم درمورد آن نظری بدهم. من با آقای مهران رسام از قدیم سابقه دوستی دارم، خیلی وقت بود كه از من دعوت به كار میكرد كه متأسفانه هر دفعه به دلایلی مختلف این همكاری شكل نمیگرفت. دوست داشتم یك بار دیگر با مهران كار كنم. البته بازگشت مجدد شما به سمت سریال تلویزیونی با سریال یك مشت پرعقاب (اصغر هاشمی) آغاز شد... - بله، اما سریال یك مشت پرعقاب فقط به نظر من از تلویزیون پخش میشود وگرنه در اصل یك كار سینمایی با زمان بالا است. حضور افرادی مثل اصغر هاشمی، امیر اثباتی، رضا كیانیان، مهین نویدی، فرهاد توحیدی و ... و حامد بهداد... - (میخندد) حامد بهداد به قول شما، (البته اگر دوستان قابل بدانند) ببخشید یك پروژه برای اینكه یك كار تاپ از آب دربیایید به چیزی احتیاج دارد؟ آن تصویربرداری بسیار عالی، تدوین بسیار خوب، به اعتقاد من این كار تمام شرایط یك فیلم سینمایی را دارد. من فكر میكنم به لحاظ فاكتورهای مختلف این پروژه از اندازههای بالایی برخوردار است. من از این كار خیلی راضی هستم. خدا راشكر میكنم به خاطر اینكه در این پروژه و مجموعه حضور داشتم. پس مشخص است كه برای انتخاب سینما و تلویزیون به كیفیت و جنس اثر فكر میكنید؟ - بله حتماً همین طور است، شما شاید بتوانید كار مهران رسام را یك مجموعه تلویزیونی تلقی كنید، اما كار اصغر هاشمی، با آن تیم كاملا حرفهای، جای بحث ندارد! یك كار خوب بود دیگر همین! به عنوان یكی از بازیگران اصلی این مجموعه از داستان سریال یك مشت پرعقاب و نحوه روایت تلویزیونی آن صحبت كنید. - دراین درام، فاجعه اتفاق افتاده است. اما ما شرایط مخاطب خانگی را در نظر گرفتیم، البته با توجه به اینكه تصمیم دارم سطح سلیقه او را هم بالا بكشم. به نظر من در این پروسه افرادی مثل اصغر هاشمی، امیر اثباتی، محمدرضا مویینی، مسعود كرانی، رضا كیانیان ( كه تواناییهای او به لحاظ بازیگری بركسی پوشیده نیست) فرهاد توحیدی (كه واقعاً متن خوبی نوشته است) و .... همگی به شكل همزمان مشغول بالا بردن سطح سلیقه مخاطب تلویزیون هستند، هر كدام در حرفه خودشان، ضمن اینكه شما باید این مسئله را در نظر بگیرید كه این مخاطبیك تماشاگر خانگی است. از نحوه روایت سوال كردید. باید بگویم این مسئله در اصل به كارگردان و نویسنده (صاحبان اثر) مرتبط میشود و من هم در حال حاضر مثل یك بیننده، اثر را میبینم یا خوشم میآید و لذت میبرم یا نه! به عنوان یك بازیگر این شیوه پرداختن به یك موضوع خاصی را در تاریخ معاصر... - برای ما به عنوان بازیگر نوع روایت فرقی نمیكند. وقتی كه ما فلاش بك بازی میكنیم با وقتی كه فلاش فوروارد را بازی میكنیم مگر تفاوتی وجود دارد؟ منظور من زود لو رفتن یك موضوع مهم درابتدا روایت قصه است كه ... - فكر نمیكنم تماشاگر خیلی از ما جلو افتاده باشد. اگر كل مجموعه را دنبال كنید، متوجه میشوید كه آنقدر اتفاقات در این سریال زیاد است كه باز كردن گرهها درابتدای كار، جزو نكات منفی نخواهد بود. به نظر من كیفیت داستان و نقاط مهیج این سریال آنقدر زیاد است كه شما در ادامه میبینید ما به اندازه كافی گره افكنی و گره گشایی خواهیم داشت. سن و سال، امیرحسین دانشور پایینتر از سن و سال حامد بهداد (حتی به لحاظ فیزیك و گریم نقش) دیده میشود، این مسئله با آگاهی انجام میشود یا.... - درست است، قبول دارم همین طور است كه شما میگوید، اتفاقاً این مسئله را جای دیگر هم مورد بررسی قرار دادیم. من به شكل خلاصه با شما هم درباره این مسئله صحبت میكنم. ببینید! كسانی كه در مجاورت محبت مادرانه و خواهرانه تربیت میشوند و رشد میكنند، نوع و طرز رفتارشان گرایشات خاصی پیدا میكند. این دو خواهر و برادر هم همانطور كه میدانید دو قلو هستند و گمان میكنم كه باید وجوهات زنانه این نقش (امیر حسین) را حفظ میكردم. كما اینكه خواهر امیرحسین هم باید وجوهات مردانه شخصیتش را حفظ كند. (البته من به این مسئله درباره ایشان دقت نكردم) من در ایفا این نقش به آهو خردمند (مادر) و دوخواهر امیرحسین نگاه كردم و بازیگران را به مثابه نقشی كه ایفاد میكنند مورد بررسی قرار دادم. سعی كردم نوع رفتارهای امیر حسین را برمبنای خانوادهاش و تأثیری كه از آن گرفته است، ارائه بدهم. ضمن اینكه یك سرباز به لحاظ سنی میانگینی بین بیست و دوتا بیست و سه سال را دارد، ما هم او را چیزی در همین حدود تا بیست وچهار سال نشان دادیم. به هر حال او دانشگاه رفته و لیسانس شیمی نفت هم دارد. با وجود اینكه شما امیرحسین دانشور را یك پسر پرورش یافته در خانواده میدانید، اما قبول كنید فردی كه چهار سال دانشگاه را گذرانده (مخصوصاً پسر) قاعدتاً می بایست كمی از خانواده جدا و كنده باشد؟ - بله قبول دارم معمولاً این طور است، اما فكر نمیكنم. در مورد امیر حسین این قضیه صدق میكند. ببینید! كسی كه خانواده كاملاً مرفهی دارد و داماد آن خانواده در شرف (خلعتبری) رسیدن به پست وزارت حتی نخست وزیری در كابینه شاهنشاه است و... نوع زندگی و شرایط خانوادگیاش با دیگران متفاوت است. خلعتبری با توجه به جایگاهی كه در نظام وقت دارد روی خانواده هم به شدت تأثیر گذاشته و شكل سیستم نظام را به سمت خانواده نیز كشانده است. یعنی معتقد هستید این مسئله باعث شده كه افراد این خانواده میل بیشتری به كانون خانواده دارند تا بطن جامعه؟ - بله، ضمن این كه باید بگویم افراد این خانواده بیشتر میل به تربیت خانوادگی دارند، یعنی به لحاظ نوع تربیت خانگی هستند اما به لحاظ تجدد و تحصیلات اصلاً خانگی نیستند. كسی كه شیمی نفت (رشتهای كه درآن زمان ممنوع بوده است) خوانده چطور میتواند یك آدم خانگی بوده باشد. مثل كسانی كه امروزه روز، در مدرسه نیكان تحصیل میكنند. به هر حال رویروش تربیت و تحصیل آنها نگاه ویژهای وجود دارد و معمولاً آنها از آینده سیاسی خوبی برخوردار خواهند بود. در مورد امیرحسین هم به همین منوال است، شیمی نفت هم از تحصیلات ممنوع آن دوران بوده كه هر كسی نمیتوانسته در این رشته تحصیل كند. این درس درآن دوران مختص انگلیسیها و آمریكاییها بوده است. پس میتوان گفت كه امیرحسین تنها یك تربیت خانگی دارد آن هم از نوع مثبت و خوبش اما به لحاظ بیرونی بسیار متمدن است، رانندگی بلد است و طرز رفتار و كلامش چه درخانه و چه بیرون از خانواده نشان از شخصیت به روز او دارد. در ضمن او از خانه جدا نشده است. فقط به دانشگاه میرفته و به منزل برمیگشته است تازه دو یا سه ماه است كه برای سربازی و آموزش رفته است. به نظر شما در سه ماه چه تحولی ممكن است در یك فرد ایجاد شود؟ شما از انسانی كه بیست و چند سال شخصیتش با تربیت خانواده شكل گرفته، بعد از یك جدایی دو - سه ماهه توقع چه تحولی را دارید؟در ضمن دوباره به این مسئله باید اشاره كنم كه تمام تلاشم بر این بوده كه وجوهات زنانه این آدم را حفظ كنم. اینكه طرف دوقلوی این آدم دختر است شما مطمئن باشید در رفتار او تأثیرگذار است، بدم نمیآمد حتی وجوهات تلطیف شدهتر و زنانهتری را درمورد امیر حسین لحاظ میكردم. به خاطر این كه بتوانم این شخصیت را متحول كنم. زمانی كه من بتوانم در اوایل كار، نقش را اینگونه نشان بدهم، میتوانم در ادامه طور دیگری ( یعنی بر مبنای داستان) آن را نمایش بدهم. بر منكرش لعنت كسی كه نداند من یك مرد را مردتر از هر كس دیگری بازی میكنم! و همین تودارنبودن این آدم (امیرحسین دانشور) هم سرچشمه گرفته شده از همین حس نزدیك به زنانه او است؟( بعد از مطلع شدن ازآن قضیه مهم در مورد خواهرش توسط خلعتبری بدون هیچ فكری آن را با پدرش و .. در میان میگذارد.) -نكته در همین جاست. درست است این همان چیزی است كه میخواهد سطح فكری تماشاگر امروز را ارتقاء بدهد. امروزه عصر انتقام فردی و عجولانه گذشته است. البته قابل توجه است كه روایت این داستان به تاریخ معاصر برمیگردد... - آیا مگر بیش از سی سال از این قضیه گذشته است؟ بشر هنوز بعد از گذشت سه هزار سال گرسنهاش میشود و به خاطر رفع گرسنگیاش آدم میكشد! بعد ازگذشت سه هزار سال هنوز حسادت میكند! ما بعد از سی سال چه تغییری را از خودمان متوقع هستیم؟سؤالت چه بود كه به اینجا رسیدیم؟ بحث تودار نبودن امیر حسین ... -بله امیر حسین تودار نیست همین! اصلاً ما مردم توداری در ایران نیستیم. معتقد هستید كه زود خودمان را لو میدهیم؟ -بله خیلی زود ما ایرانیها خودمان را لو میدهیم. ما با حساب و كتاب صبوری نمیكنیم، اگر صبوری هم میكنیم از روی ناچاری است یك زمان یك نفر درختی میكارد صبر میكند، یك نفر، یك زمان هیچ كار مثبتی انجام نمیدهد بیدلیل هم صبر میكند. این صبر به اعتقاد من بیهوده است. در مورد این آدم هم باید بگویم هیچ ارتباطی ندارد كه این آدم تحصیلكرده است اما آدم متفكری نیست! ممكن است یك چوپان بیش از یك دانشجوی رشته مثلاً نفت خردمند باشد! شما میتوانید خود كامپیوتر باشید اما خرمند نباشید! نكته دراماتیزه این كاراكتر در این است كه قرار است توسط من بازیگر از جایی به بخش دیگری كشیده بشود! قرار است كاری من برای این نقش انجام بدهم! و معتقد است این اتفاق توسط حامد بهداد برای كاراكتر امیر حسین دانشور رخ داده است؟ -هنوز نیفتاده است، اما تا انتهای سریال یعنی بعد از شانزده قسمت این اتفاق رخ میدهد. اگر این كار به یك نسخه سینمایی تبدیل میشددر دو ساعت یا نود دقیقه این اتفاق رخ میداد. از كارگردانی و نوع هدایت بازیگر توسط اصغر هاشمی هم صحبت كنید؟ باور كنید هر چه بیشتر میگذرد، بیشتر نمیدانم با چه زبانی باید از اصغر هاشمی تشكر كنم. هر چه بیشتر میگذرد بیشتر حیرت زده میشوم از كیفیت این سریال و مجدداً میگویم كه واقعاً خدا را شكر كه من در این سریال بودم. با تعاریف خاصی كه درباره این نقش از تو شنیدم، مخصوصاً درباره بحث تأثیراتی كه امیر حسین از خواهر دوقلوی خود و شرایط خانوادگیاش گرفته است. چقدر این نقش را نسبت به دیگر تجربههایت متفاوت دیدی؟ - تفاوت این نقش مثل نقشهای دیگری كه هر بازیگری ایفا میكند در جزئیات آن است. عمده این مسئله هم برمیگردد به تحلیلهای من با آقای هاشمی راجع به شخصیت درون فیلمنامه و تمام گردآوریهایی كه عوامل مختلف این كار زیر نظر اصغر هاشمی انجام دادهاند. یكی از بخشهای جذاب این مجموعه، سكانسهای پادگان است كه با بازی علیرضا خمسه فضایی متفاوت نسبت به كل كار در آن به وجود آمده است؟ -من نقل قولی از آقای هاشمی میكنم:” ما احتیاجی نداریم كه قلابی را به سمت تماشاگر بیاندازیم...” فكر میكنم علیرضا خمسه در این زمینه تكنسین بسیارخوبی است. فضای بسیار تلخی در محل پادگان وجود دارد كه با بازی خوب علیرضا خمسه این فضای تلخ و گاهی غیرمنطقی برای تماشاگر جذاب از آب درآمده است. علیرضا خمسه خیلی خوب از پس این نقش برآمده است. ولی دوبله به این شخصیت ضرر زده است. متأسفانه علیرغم تلاشهایی كه شد تا بازیهای علیرضا خمسه در نقش استوار شهپرست دوبله نشود، این اتفاق افتاد. فكر میكنم بیش از این صحبت درباره سریال یك مشت پر عقاب، منتج به لو رفتن داستان آن میشود،اگر موافق باشید بگذاریم تا در پایان سریال درباره داستان و شخصیت امیر حسین دانشور گفت و گوی مفصلی داشته باشیم؟ - بله موافق هستم و تشكر میكنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 اسفند1386ساعت 2:4 توسط فرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پوشش اخبار فعالیتهای حامد بهداد , هنرپیشه سینمای ایران
|
|
RSS
|