سميرا عليزاده: «آخربازي» به كارگرداني همايون اسعديان نشان داد كه بهداد ميتواند نام خود را در ميان بازيگران با استعداد سينماي ايران ثبت كند.
او تاكنون براي ايفاي تمامي نقشهايي كه در سينما بازي كرده و فيلمهاي اكران شدهاش، نامزد دريافت جايزه شده اما هيچگاه جايزهاي دريافت نكرده است.
بازي او در «روز سوم» هم كه اين روزها روي پرده است، نامزدي براي دريافت سيمرغ بلورين بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر را به همراه داشت اما باز هم بهداد جايزه نگرفت.
اين مساله به جاي آنكه به نكتهاي منفي در كارنامه او تبديل شود، بيشتر به عنوان مسالهاي جالب در مورد او مطرح بوده و عملا هيچ چيز از ارزشهاي كار بهداد نكاسته است.
به بهانه اكران «روز سوم»، حامد بهداد در گفتوگويي كوتاه از حضور در اين فيلم ميگويد.
براي رسيدن به شخصيت سرباز عراقي در «روز سوم» چطور عمل كرديد؟
شخصيت اين سرباز نسبت به ساير نقشهايي كه تاكنون ايفا كردهام، تفاوت زيادي دارد. تلاش كردم اين تفاوتها و به طور كلي قالب اصلي نقش را به واسطه ايجاد آمادگي در ذهن به وجود آورم.
ايجاد آمادگي در ذهن؟
به اعتقاد من نطفه يك نقش و چگونگي ايفاي آن در ذهن كاشته ميشود. شيوه بازي نقش و حتي لهجه خاص شخصيت نيز ابتدا در ذهن به وجود ميآيد. بازيگر پس از آنكه اين موارد را در ذهن به وجود آورد، كمكم به آن عينيت ميبخشد و زماني كه ذهن بازيگر پيشرفته باشد، خلاقيت زيادي در آن وجود داشته باشد.
عينيت بخشيدن به ذهنيات كار دشوارتري ميشود. براي رسيدن به نقش سرباز عراقي تمامي اين مسير را طي كردم و نميدانم تا چه حد دقيقا به آنچه كه در ذهن داشتم رسيدهام.
در رسيدن به اين هدف، محمدحسين لطيفي و ساير عوامل گروه چقدر موثر بودند؟
مطمئنا در جهتدهي به نقش و حتي سريعتر رسيدن به آنچه كه مد نظر است، كارگردان ميتواند نقش موثري ايفا كند كه محمدحسين لطيفي هم اينچنين عمل كرد. اما به طور خاص لهجه من توسط بهروز معاونيان، صدابردار كنترل ميشد.
بارها از معاونيان شنيدم كه به من ميگفت لهجهات شبيه طرز حرفزدن رشتيها شده است و من به اين شكل متوجه اشتباهم ميشدم و تلاش ميكردم تا آن را برطرف كنم. بنابراين عوامل گروه در رسيدن به آنچه كه در ذهن داشتم نقش مهمي ايفا كردند.
روز به روز نوشته شدن فيلمنامهكار شما را مختل نميكرد؟
اين مساله تاثير بسيار مثبتي بر كار داشت؛ زيرا معتقدم آنچه كه در لحظه خلق ميشود از همان لحظه انرژي وام گرفته و داراي تازگي بسياري است. ميتوان زمان توليد منطق فيلمنامه را تا حدي رعايت كرد و پس از آن مسائل مربوط به دكوپاژ و چگونگي بازيها را در لحظه به وجود آورد تا تازگي و طراوت در كارها بيشتر احساس شود.
با اين وجود كه حاصل بازي شما همواره مورد تاييد منتقدان بوده اما تاكنون جايزهاي دريافت نكردهايد. اين مساله تا چه حد برايتان اهميت دارد؟
به اعتقاد من ماندگاري و به يادماندني بودن بازي بازيگر بيش از جايزه داراي ارزش و اهميت است. در حال حاضر 30 سال از زمان انقلاب ميگذرد اما هنوز بازي بهروز وثوقي در «گوزنها» و «سوتهدلان» بازي عزتالله انتظامي در «دايره مينا» و بازي علي نصيريان در «آقاي هالو» از يادها نرفته است.
من معتقدم بازي وثوقي در «گوزنها» اصلا چيزي فراتر از جايزه است و در صورتي كه ماندگاري براي كار بازيگر وجود داشته باشد، جايزه گرفتن يا نگرفتن ديگر اهميتي ندارد.
و اين اعتقاد را در مورد كار خودتان هم داريد؟
جايزه ميتواند دل جوانكي را شاد كند اما اين جوانك ديگر در 10 و 20 سال ديگر جوان نيست و اينجا ماندگار بودن بازيهاي او است كه اهميت و ارزش مييابد. براي من نيز اين مساله واقعا بيش از جايزه مهم است.
ويژگي خاص بازيهاي شما زنده بودن نقش است. گويا شخصيت را زندگي ميكنيد؟ اين را ميپذيريد؟
من با نقشهايم زندگي ميكنم، تفريح ميكنم و از بودن با آنها لذت ميبرم