![]() |
![]() |
|
|
از حضور بازرس و بهرام رادان !! تا درهاي بسته نگارخانه ي شيرين توي چند روز اخير و به بهانه ي تعطيلي نمايشگاه عكس حامد بهداد يك سري افراد سود جو و تو خالي سعي در نخريب حامد بهداد عزيز دارن . يكي دو روزي ميشه وبلاگي با عنوان مخالفان بهداد ساخته شده كه با اخبار كذايي و كاملا وارونه قصد داره ذهنيت هواداران بهداد رو تغيير بده . با اخباري از قبيل دستگيري بهداد در روز آخر نمايشگاه !! توهين بهداد به هواداران !! سو استفاده ي بهداد از حس پاك هوادارانش !! جالب اينجاست اين وبلاگ كذايي خيلي تابلو مي باشد ! با يك اسم دروغين كامنتي براي خودشون مي ذارن كه : " منم موافقم و ادامه بديد و اينا " ! و به فاصله ي يك دقيقه كامنت رو پاسخ ميدن ! خب ما كه نمي فهميم خودشون از خودشون استقبال مي كنن !! من شنبه با دو تا از دوستام به نمايشگاه بهداد رفتم كه با اينكه تقريبا شلوغ بود , بهداد با صبر منحصر به فردي پاسخ تك تك هواداراشو مي داد . براي روشن شدن هواداراني كه واسشون عجيب بود نمايشگاه زودتر از موعد مقرر تعطيل شد و از شنيدن شايعه هاي مختلف گيج شده بودن شرح حال اين پنج روز رو به قلم دوست عزيزم فائزه پارسا كه اونجا حضور داشته گذاشتم تا متوجه شيد كه قضيه از چه قراره . خيلي دلم گرفت از بي احترامي يي كه توسط مسئولان گالري به هواداران بهداد شده بود يا براي اونهايي كه پنج شنبه تو سرما از راه دور خودشون و به نگارخانه شيرين رسونده بودن تا عكسهاي بهداد رو تماشا كنن ولي با در بسته مواجه شدن ولي اين حكم از بالا بود و ناراحتي بهداد رو هم به همراه داشت . حضور بازرس و تذكر به بهداد( به خاطر كم جنبگي برخي دوستان كم سن و سال ) در اين مهم بي تاثير نبود .
اما حالا بخوانيد شرح ماجرا رو از زبان فائزه پارسا ( وبلاگ يادگار من ) :
بالاخره تماشاي عكسبازيهاي بهداد هم تمام شد . پنج روز هنر عكاسي بهداد را هم ديديم , همانطور كه ده سال است هنر بازيگريش را داريم مي بينيم . اين پنج روز هم به ما خوش گذشت , گر چه ... مي خواهم براي شما بنويسم , براي شما كه نديديد شنيده ها را , مي نويسم كه بخوانيد , بخوانيد هر آنچه كه ديدم , كه قرارم با خودم بود از روز اول ببينم تا در اخر بنويسم كه نوشتم . شش مساوي پنج ! جمعه , مراسم افتتاحيه نماشگاه عكس حامد بهداد
بعد از ظهر سرد زمستانی 27 دي ماه گرم شد با نفسها و شور گرم مردم , مردمي كه سرشار از خوبيها بودند . فضا پر از انرژيهاي مثبت بود. همه خوب بودند , مهربان بوند , آرام بودند و هنرمند . اوج زيبايي آدينه در جايي بود كه تلفيقي از هنرمند و هنر دوست در فضاي نوستالوژيك باغچه اي از باغهاي شميران اتفاق افتاد . براستي عجب روزي بود جمعه . شايد تنها بعد از ظهر جمعه اي بود كه هيچكس دلگير نبود . شادي بطور دلچسب در رخ تمام افراد ديده مي شد . همه آمدند و رفتند و در انتها در سكوت زيباي شب, حامد بهداد با چهره ي يك مرد خسته از يك روز, اما مسرور و رضايتمند , از گالري خارج شد و جمعه با تمام لحظات شيرينش به خاطره ها پيوست. شنبه 27 دي ماه : از اولين ساعات كار گالري , مردم براي تماشاي عكسبازيهاي بهداد به گالري آمدند و رفتند و بهداد هم غروب شنبه با آمدنش به گالري و پاسخ به محبتهاي همه هوادارانش فضا را زيباتر كرد . يكشنبه 29 دي ماه : گالري در صبح كمي نسبت به روز گذشته خلوتر بود و دوباره غروب يكشنبه ملاقات بهداد با مردم هاله خوشرنگ دوستي و انسانيت را در فضا پراكند . البته يكشنبه براي من طور ديگري تمام شد . به آرامش رسيدم وقتيكه بهداد جوابم داد " نه" سريال بازي نمي كنم ، سريال "خورشيد پير الموت" ديگر منتفيست . براي اطمينان خودم پرسيدم : " حسن صباح ديگه !!" گفت : " آره همون حسن صباح و قلعه الموت" . خيلي خوشحال شدم چون مطمئن بودم فيلمي ساخته نخواهد شد در حد حسن صباح بزرگ ايران (علي ذكره السلام) و اصلا دوست نداشتم حامد بهداد را در يك چنين فيلمي ببينم ، البته شايد هم اشتباه مي كنم . دوشنبه 30 دي ماه: گالري طبق برنامه هميشگي تعطيل بود و چه ساكت ،سرد و دلگير شده بود آنجا . سه شنبه 1 بهمن ماه : امروز جمعيت بيشتري به گالري آمدند . هميشه روز بعد از تعطيلي همه جا شلوغتر است و گالري شيرين هم از اين قانون مستثني نبود . چهارشنبه 2 بهمن ماه : گفته بودند چهارشنبه برف ميبارد كه خدا رو شكر دادار هم با بهداد و مردم بود و برف نباريد تا كساني كه از دورترين نقاط شهر به ديدن حامد و عكسهايش آمده بودند سختي نكشند . اي خدا امروز چرا حال خوبي ندارم ، خوشحالم اما يك اضطراب مرموز درونم زنده شده ، حال خوبي ندارم تمام مدت انگار منتظر وقوع يك اتفاق بودم ، ساعت 5 او آمد . امروز بر خلاف روزهاي ديگر حامد ماشينش را در درون محوطه پارك كرد . از دور نگاه مي كردم ، عجب قاب قشنگي بود انگار كه سروهاي آريايي باغ هم به احترام يك هنرمند خبردار ايستاده بودند . حامد وارد گالري شد و حدود يك ساعت با مردم ديدار كرد . نظم و آرامش مانند روزهاي قبل در محيط حكمفرما بود كه ناگهان يك صداي آشنا تعدادي از حضاررا به خود جلب كرد و مردم با چهره متفاوت اما آشناي بهرام رادان با دوربيني حرفه اي در دست روبرو شدند . اندكي بعد از ورود رادان آرامش شكسته شد . بهرام وارد گالري شد و با استقبال گرم ، فوق العاده و خاصي كه بهداد از وي داشت جمعيت درون باغ به شور و هيجان آمدند . درهاي گالري بسته شد و بعد از مدت طولاني كه مردم در فضاي باغ منتظر ماندند اعلام شد ، گالري به علت ازدحام جمعيت و البته شكايت همسايه ها!!!!!!!!!!!!!!!! تعطيل شد . اما هيچ كس اين حرفها را باور نكرد . (من هم به مردم حق مي دهم ، به مردمي كه با هزارو يك مشكل از نقاط دور و نزديك شهر ،كه البته ديدم كساني كه از شهرهاي ديگر هم به آنجا آمده بودند فقط بخاطر ديدن هنر و هنرمندشان .) بايد هم باور نمي كردند . مردم همچنان در سرما انتظار ميكشيدند تا هنگامي كه بهداد شخصا به بالكن گالري آمد و از مردم آرامش را خواستار شد و با جمله اي گرما بخش هيجان و شوري اميدواركننده را در بين حضار جريان بخشيد "من عاشق همتونم"
اما واقعه چهارشنبه شب در جايي به اوج خود رسيد كه تمام بازديد كنندگان را از باغ بيرون كردند و همه جمعيت نامحترمانه از سوي عوامل ناشناخته اي به طرف خيابان هدايت شدند . من هيچ وقت نفهميده ام اين در پشتي همه ساختمانها كجاست كه مسئولين مراسم به مردم مي گويند اشخاص مورد نظرتان از در پشتي خارج شدند. دلم گرفت وقتي دختري را ديدم كه در كنار خيابان ايستاده بود و اشك مي ريخت به اين اتهام كه دعوت شده بود به ديدن اما نگذاشتند ببيند . اي كاش طور ديگري با اين مدعوين رفتار مي شد . رفتاري حداقل درشان مردم كشور پارسيان . ساعت هفت و نيم حامد بهداد از ساختمان خارج شد و به طرف پاركينگ رفت . ناراحتي و عصبانيت به خاطر رفتار نامناسب همان اشخاص ناشناس همه كاره با مردم و به هم زننده نظم برنامه هاي طراحي شده اش در صورتش كاملا مشهود بود . هميشه گفته اند از اسراي جنگي كسي را بدتر نمي برند اما من در آن لحظه با خود گفتم گلي به گوشه جمال ماموران انتقال اسراي جنگي . يك لحظه خوف كردم كه نكند بهداد را دستگير كرده اند . بهداد را در يك شرايطي كه به هيچ عنوان در شان يك هنرمند نبود سوار بر ماشين خودش البته با يك راننده از همان گروه از باغ خارج كردند. در هنگام عبور بهداد از ميان جمعيت شيفته و منتظر ديدار ، من در چشمانش لرزشي نزديك به ريزش اشك را حس كردم و بسيار برايم دردناك بود كه اي كاش حسم اشتباه باشد. و باز هم اين سوال تكراري در ذهنم مرور شد كه چرا معمولا در اين سرزمين ،مراسم مردمي ختم به خير نمي شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و آنها رفتند و مردم ماندند و درهاي بسته باغچه اي درشميران و سرما و هزاران سوال . و چهارشنبه با تمام لحظات رعب انگيزي كه به وجود آوردند تمام شد . پنجشنبه 3 بهمن ماه : امروز بايد روز اختتاميه باشد رفتم و باكاغذي بر روي در ورودي مواجه شدم " نمايشگاه عكس حامد بهداد تمام شد و تعطيل مي باشد " عجيبترين اتفاق ممكنه . يك نمايشگاه يك روز زودتر از موعد تمام مي شود . رفتم به داخل ساختمان و پرسيدم مگر روز ششم روز آخر اعلام نشده بود ؟ گفتند : صلاح ديده شد كه ديروز روز پنجم اختتاميه نمايشگاه باشد . جواب كاملا دندان شكني بود و من سوال ديگري نپرسيدم چرا كه دانستم 5=6 يعني چه. آن روز پنج شنبه بود اما عكسها نبودند ،حامد بهداد نبود و تنها مردمي بودند كه باز هم قرباني بي قانوني شدند . اگر چهارشنبه شب چهره حامد را نديده بودم حتما از وي بخاطر بي احتراميي كه به مردم شد روي برمي گرداندم اما خدا رو شكر كه ديدمش تا اشتباه نكم . حامد بهداد عزيز از شما سپاسگزارم . بخاطر تمام توجهي كه به مردم داشتيد سپاسگزارم ، بخاطر عكسبازيهايت سپاسگزارم و بخاطر تمام لحظات خوبي كه براي دختران و پسران و زنان ومردان اين سرزمين ساختي سپاسگزارم . سپاس ، سپاس .....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 بهمن1387ساعت 16:34 توسط فرزاد |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 11:1 توسط فرزاد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 دی1387ساعت 18:12 توسط فرزاد |
|
|
حامد بهداد: به عكاسي در پشتصحنه سينما ادامه خواهم داد
![]() «حامد بهداد» با اشاره به اين كه هدفام از عكاسي و برپايي نمايشگاه عكس شناخت بيشتر سينما است و ادعايي در عكاسي ندارد، گفت: دوست دارم در سينما آدمها را در كلوزآپ ببينم و روند عكاسي من در پشت صحنه سينما ادامه خواهد داشت.
" بقيه در ادامه مطلب "
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 15:59 توسط فرزاد |
|
![]() نمايشگاه عكس حامد بهداد از 27 دي برگزار خواهد شد و عوايد آن صرف امور خيريه ميشود.
حامد بهداد در گفتوگو با خبرنگار فارس گفت: نمايشگاهي از 35 قطعه از عكسهايم با موضوع «كادر و اتفاق در سينما» در گالري شيرين از 27 دي ماه به مدت يك هفته برگزار ميشود. ساعت بازدید 11 صبح تا 8 شب (دوشنبه ها تعطیل می باشد) جمعه ها 4 بعد از ظهر تا 8 شب آدرس : تجریش - دزاشیب - خیابان كریمی(بوعلی) - خیابان سلیمی - نبش كوچه امیرنوری - انجمن خوشنویسان ایران - گالری شیرین تلفن تماس : 22693359 بازدید برای عموم از شنبه 28 دي مي باشد(27 دی افتتاحیه هست و فقط مخصوص میهمانان دعوت شده می باشد) مطالب مرتبط : گزارش تصويري از افتتاحيه نمايشگاه عكس حامد بهداد/۱ گزارش تصويري از افتتاحيه نمايشگاه عكس حامد بهداد/۲ گزارشي از نشست خبري نمايشگاه «پشتصحنهسينما» سناريوي تخريب بهداد ( از افتتاحيه تا يك روز قبل از اختتاميه نمايشگاه عكس بهداد )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 دی1387ساعت 15:11 توسط فرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پوشش اخبار فعالیتهای حامد بهداد , هنرپیشه سینمای ایران
|
|
RSS
|