تبليغاتX
برای حامد بهداد
                       

                           حامد بهداد: هميشه سعي مي‌كنم با قدرت نقش خود را ايفا كنم

      

 به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، جلسه نشست بررسي فيلم سينمايي حس پنهان، ديشب با حضور مرتضي رزاق كريمي (تهيه كننده)، مصطفي رزاق كريمي (كارگردان)، حامد بهداد، مهتاب كرامتي، نيوشا ضيغمي، محمدرضا فروتن (بازيگر)، علي علويان (صدابردار) و فرهاد ويلكيجي (طراح صحنه و لباس) در سينماي رسانه‌هاي گروهي برگزار ‌شد.
در بخشي از اين نشست، حامد بهداد بازيگر اين فيلم گفت: در هر فيلمي اگر توفيقي نصيب من بشود، عدم اعتماد به نفس هم به سراغ من مي‌آيد. هميشه در حالتي بين خوف و خلاء بسر مي‌برم ولي سعي مي‌كنم با قدرت نقش خودم را بازي كنم.
وي در باره نقش بهرام گفت: در اين فيلم، نقش بهرام عين دمل مي‌ماند كه نشان دهنده بيماري كل بدن است و تمام واكنش‌هايي كه بايد از تك تك شخصيت‌ها سر بزند، از بهرام بيرون مي‌زند.
حامد بهداد همچنين درباره بازي غلو شده در فيلم گفت: اين كه بازي غلو شده چيست و آيا خوب است يا بد نمي‌دانم؟ ولي به نظر من اگر يك بازيگر غلوشده بازي مي‌كند بايد اگزجره و مغناطيس داشته باشد كه من دارم.
نيوشا ضيغمي نيز در ادامه اين نشست گفت: راهنمايي‌‌هاي آقاي رزاق كريمي آنقدر روي من تاثير گذاشت تا بتوانم كاراكتر دختري را بازي كنم كه در زندگي بحراني دو نفر قرار مي‌گيرد و در حقيقت، اين شخصيت مثل كسي است كه در جريان سيل قرار مي‌گيرد و نمي‌داند چه كند.
ضيغمي از حامد بهداد تشكر كرد و گفت: از حامد بهداد بسيار متشكرم كه به من راهنمايي و كمك‌هاي بسياري كرد و از زمان ساخت فيلم تاكنون، واقعا فكر مي‌كنم كه يك برادر دارم.
ضيغمي درباره منفي بودن نقش خود گفت: من عاشق اين نقش بودم و عشق در اين نقش نيز به نظر من پاك بود و اصلا اين شخصيت را منفي نديده‌ام.


نشست حس پنهان – ندا میری

(مستند و داستانی دوستان خوبی هستند و هیچوقت نمی توانی از مستند جدا شوی ) هانیش پولاک
مصطفی رزاق کریمی (کارگردان) پس از تشکر از تحمل حضار و حضورشان در این ساعت شب توضیحاتش را در باره کارهای پیشین اش اعم از مستند و داستانی با نقل قولی از یکی از استادان اش – هانیش پولاک – آغاز کرد. وی در ادامه به آشنایی اش با ابراهیم حاتمی کیا اشاره کرد و متذکر شد پیشنهاد "از کرخه تا راین" را در همان سالهای آغازین آشنایی به حاتمی کیا داده است. رزاق کریمی کارگردان اضافه کرد که نه این زمان و نه آن زمان من کسی نیستم که بگویم می خواهم فیلمی داستانی بسازم مگر قصه ای باشد که مایه های ساخته شدن داشته باشد. او از این همکاری به عنوان افتخار آشنایی با تیم ایرانی یاد کرد و جای عباس گنجوی، تدوینگر فیلم و حاتمی کیا که به عنوان مشاور فیلمنامه حضور داشته است را خالی کرد. در رابطه با این همکاری و اینکه در بعضی جراید به حضور کوتاه و مقطعی حاتمی کیا در کنار تیم اشاره کرده بودند توضیح داد: "حاتمی کیا کسی نیست که بیاید دیکته کند، من در کار خاکستر سبز مجری طرح بودم. کارگردان های دیگری هم بودند که من از تجربیات آنها استفاده کردم."

سیمین و ندا ... یک کم لطافت بیشتر

مصطفی رزاق کریمی به توضیحاتش اضافه کرد: "پایان فیلم پیشنهاد یکی از همکاران تیم بود. من با تهیه کننده و همکاران مطرح کردم و احساس کردیم پایان فیلم با سیمین و ندا لطافت بیشتری دارد. نگارش فیلمنامه حدود دوسال طول کشید. این فیلم شخصیت محور است. علاقمندی من در نگاهها و لحظه ها بود. درگیری آدمها با خودشان و درونشان."

غلو می کنم و مغناطیس اش را هم دارم!
حامد بهداد هم جلسه را با یک گرد و خاک جزئی آغاز کرد و در طول جلسه هم کلی حرکات محیر العقول البته دلنشین ارائه داد. او در رابطه با دلایل موفقیت اش گفت: "اصولا در هر فیلمی اگر توفیقی نصیب من می شود از عدم اعتماد به نفس من ناشی است. من همیشه در حالتی بین خوف و رجا و بیم و امید هستم. مطمئن نیستم درست است یا نه". او در رابطه با شخصیت اش در حس پنهان نیز گفت: "فراتر از تحلیل یک کارکتر، نقش بهرام عین یک دمل است که نشان دهنده بیماری کل بدن است". حامد بهداد سخنانش را اینگونه ادامه داد که من بازی های مختلفی را دنبال کرده ام از سینمای آمریکا تا اروپا. ربط اش هم بخاطر علاقه من است به مقوله ای به نام بازیگری و سینما. بازی غلو شده؟ آنقدر به این موضوع فکر کرده ام که گاهی از صرافت فکر کردن اش می افتم. دیگران غلو می کنند و مغناطیس آن اگزجره را ندارند، من غلو می کنم و مغناطیس اش را هم دارم!

در هر حال اسم اش عشق است...
مهتاب کرامتی پس از تشکر از حاضرین در ارتباط با رسیدن به نقش اش به دوره دیدن اش در خدمت دکتر بنی اسد اشاره کرد و گفت سیمین یک روانپزشک موفق است اما از آن کمکها نمی تواند در زندگی خودش استفاده کند.
نیوشا ضیغمی از مصطفی رزاق کریمی تشکر کرد و گفت تاثیر بسیار زیادی روی من گذاشتند. به عنوان زن دوم یا کسی که ایجاد بحران در زندگی دو نفر می کند نگاهی داشتم که او را شبیه کسی می دیدم که در جریان یک سیل قرار گرفته و دیگر توانایی کاری را ندارد. مشکلاتی در گذشته اش، خانواده اش و برادرش دارد. او از حامد بهداد تشکر و تقدیر ویژه کرد و گفت ممکن است در جامعه دید منفی وجود داشته باشد اما در هر حال اسم اش عشق است و پاک است و من منفی به این شخصیت نگاه نکردم.

سرمایه های معنوی زندگی
محمدرضا فروتن در مورد دیدگاه اش نسبت به فیلم ابراز کرد در کل احساس من به فیلم احساس فقط خوبی است. اگر یک فیلم خیلی بد هم با آقایان رزاق کریمی کار می کردم هم باز خوشحال بودم که با دوتا آدم باشخصیت کار کرده ام که از سرمایه های معنوی زندگی من هستند.

بستنی و خاطرات کودکی مان!
مرتضی رزاق کریمی به عنوان تهیه کننده فیلم به همه وعده یک دعوت دسته جمعی به صرف بستنی داد. سپس اینگونه ادامه داد: "ما وقتی فیلم می سازیم، در واقع زندگی می کنیم. درس های زیادی از جمع دوستان گرفتم که فقط درس سینما نبود". او در رابطه با استفاده از اسپانسر با دز بالا گفت: "مهمترین مشکل ادامه حیات سینمایی بحث اقصادی است. او از این روش به عنوان یک راه سالم یاد کرد. بجای استفاده از منابعی که نگاه فیلمساز را متاثر می کنند و در طول ساخت بر نگرش فیلم حاکم می شوند."


                             چند عكس از حامد بهداد در نشست مطبوعاتي حس پنهان

                   

     

     

 

                                        براي ديدن همه عكسها اينجا كليك كنيد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 5:40  توسط فرزاد | 

                            

                                  گفت وگو با ماني حقيقي و ترانه عليدوستي درباره «کنعان»

 
                                                                 تجربه اندوزي در سينماي خط کشي
 
                                          

بابک غفوري آذر- محمد باغباني

احتمالاً ماني حقيقي همين حالا که شما اين مطلب را مي خوانيد همچنان مشغول کار روي فيلم آخرش است، به قول خودش «کارگران کماکان مشغول کارند» و ما اميدواريم که نتيجه اين کار و تلاش در حد يک اتفاق باشد. ماني حقيقي زمان و انرژي فراواني را براي اين گفت وگو در اختيارمان گذاشت و خيلي هم تلاش کرد تا باز به قول خودش گفت وگو ارژينال شود. از ترانه عليدوستي بازيگري که به نوعي تقدير او را جلوي دوربين حقيقي آورد هم دعوت کرد در اين گفت وگو با هم باشيم.

در استوديوي کريستف رضاعي نشستيم و گفت وگو را انجام داديم و البته قبلش چند صحنه از فيلم را ديديم که البته کمک چنداني نکرد ولي به هر حال همه تلاش مان را کرديم تا آنچه خواهيد خواند، جذاب از کار درآيد. خود فيلم و مسائل مربوط به آن هم بماند براي بعد. هر چه باشد «کنعان» از فيلم هاي مهم جشنواره امسال محسوب مي شود.

----

-فيلم کنعان در مقياس سينماي ايران روند توليد به نسبت طولاني را طي کرد. درباره جريان ساخت اين فيلم از ابتدا بگوييد.

حقيقي؛ ساخت فيلم کنعان حاصل يک دوره کار خيلي طولاني است. در واقع ايده فيلم هفت سال پيش به ذهن من رسيد. سال2000 ميلادي، يک قصه از «آليس مونرو» نويسنده کانادايي خواندم و برمبناي آن فيلمنامه يي نوشتم که آنچه الان ساخته شده با آن نسخه کاملاً تفاوت دارد. از مونرو اخيراً کتابي منتشر شده به نام «فرار» با ترجمه مژده دقيقي که البته قصه مورد نظر ما در اين مجموعه نيست. آن قصه با ترجمه خانم عليدوستي قرار است در مجموعه ديگري توسط نشر مرکز منتشر شود. از آن زمان درگير اين فيلمنامه بودم و ساخت دو فيلم قبلي ام و نوشتن چهارشنبه سوري در دل همين پروژه انجام شد. همه فيلم ها طول مي کشند، اين بيشتر طول کشيد و علتش هم اين بود که هيچ تهيه کننده يي حاضر به ساخت نسخه اول فيلمنامه نمي شد. در واقع نسخه يي که من و آقاي فرهادي نوشتيم نه اقتباس قصه آليس مونرو است و نه اقتباس از نسخه اول فيلمنامه من. من خلاصه يي از فيلمنامه خودم را و يک برداشت آزاد از قصه را براي اصغر تعريف کردم و آن تبديل شد به فيلمنامه جديد. الان سايه خيلي کمرنگي از قصه آليس مونرو روي فيلم ما افتاده.

-خانم عليدوستي، ايده ترجمه اين داستان از کجا آمد؟ بعد از خواندن فيلمنامه بود يا قبلاً شما داستان را خوانده بوديد؟

عليدوستي؛ پيشنهاد آقاي حقيقي بود که مجموعه را ترجمه کنم. من آن داستان را خواندم براي اينکه در جريان باشم و بعد فکر کردم خوب است حالا که ترجمه يي از اين داستان نشده آن را ترجمه کنم.

-به اين ترتيب مي شود گفت «کنعان» يک فيلم اقتباسي است؟

حقيقي؛ قصه که منتشر شود خواهيد ديد که به هيچ عنوان نمي شود گفت کنعان يک اقتباس است. آن داستان حکم يک جرقه را داشت براي ساخت اين فيلم.

عليدوستي؛ در حقيقت شخصيتي که در قصه مونرو هست اصلاً در شکل فعلي کنعان ديده نمي شود.

حقيقي؛ نکته مهم همين است که خصوصيات و مشخصات زن قصه مونرو کاملاً متفاوت با زن فيلم ماست و اين موجب شده که فيلم ما مسير ديگري را برود.

- نحوه ورود اصغر فرهادي به جريان ساخت فيلم چه بود؟

حقيقي؛ من با آقاي فرهادي بعد از اکران فيلم شهر زيبا در جشنواره فيلم فجر سال 82 آشنا شدم. فقط چند ساعت بعد از آشنايي مان وارد مرحله نوشتن فيلمنامه چهارشنبه سوري شديم. غروب با فرهادي آشنا شدم و همان شب شروع به کار کرديم. چهارشنبه سوري که تمام شد در واقع آنقدر از اين همکاري لذت برده بوديم که به دنبال راهي براي ادامه اين روند بوديم. بلافاصله فکر کرديم، خب، حالا بايد با هم چي کار کنيم؟ چون يک جوري شبيه اعتياد بود. اينکه هر روز همديگر را ببينيم و بنويسيم. گفتم من يک قصه دارم که خيلي وقته دارم رويش کار مي کنم و مانده ام توش و بيا آن را کار کنيم. اصغر مدتي ترديد داشت ولي به هر حال تصميم گرفتيم کار کنيم.

- کنعان کاملاً با دو فيلم قبلي تان فرق دارد. اينجا با يک سينماي قصه گو طرفيم که ديگر اجازه آن نوع تجربه گرايي فيلم هاي اوليه تان را نمي دهد.

حقيقي؛ فيلم کنعان اساساً از لحاظ فرم خيلي با دو فيلم قبلي ام فرق دارد. کارگران و آبادان به هم خيلي شبيه ترند تا هر کدام به اين فيلم. خود من اواسط فيلمبرداري کنعان احساس مي کردم کاش فيلمي مثل آبادان را کار مي کردم. احساس مي کردم که اين نوع فيلمسازي خيلي خط کشي شده و دقيق است و جاي شيطنت کمتري دارد.

- اصلاً انگار آن دو فيلم اول بيشتر به روحيه شما مي خورد.

حقيقي؛ آره، آبادان و کارگران فيلم هايي هستند که بيشتر به روحيه شخصي من نزديکند. کنعان برايم يک فيلم تجربي است. مي خواستم ببينم توي اين قالب و قواعد و چارچوب قصه گويي خيلي کلاسيک چه حاصلي مي توانم به وجود بياورم. مي خواستم خودم را محک بزنم.

- به نوعي از آن فضا و ساختارها فاصله گرفته ايد؟

حقيقي؛ نه، ولي قصه کنعان برايم جذاب بود. ساختار و فرمش به روحيه من خيلي نزديک نبود ولي قصه خيلي جذاب بود. چون همه چيز در ذهن شخصيت ها اتفاق مي افتد. تماشاگر بيشتر نگران اين است که فلان شخصيت الان دارد به چه چيزي فکر مي کند، نه اينکه الان مي خواهد چه کاري بکند.

- از همان زمان به ترانه عليدوستي براي شخصيت مينا فکر مي کرديد؟ همکاري ترانه با فرهادي در چهارشنبه سوري تاثيري در اين انتخاب نداشت؟

حقيقي؛ نه. ما کاملاً قصه را براي بازيگران ديگري نوشته بوديم. برخلاف چهارشنبه سوري که آن سه نفر را از ابتدا مي خواستيم و همان سه نفر هم آمدند، در اينجا ما چهار بازيگر ديگر را در نظر داشتيم و هر چهار نفرشان عوض شدند. از ارديبهشت تا شهريور نوشتيم. از شهريور تا آذر دنبال تهيه کننده گشتيم. اول فکر مي کرديم فيلمنامه سريع تهيه کننده پيدا مي کند اما تصور اشتباهي بود.

- چرا؟

حقيقي؛ تهيه کننده ها مي گفتند تلخه و فروش نمي کند و من درک شان نمي کردم. به نظر من کنعان پر از اميد است.

- چه ترکيب بازيگراني را در نظر داشتيد؟

حقيقي؛ چهار بازيگر ديگر را در نظر گرفته بوديم. من خودم قبل از آشنايي با آقاي فرهادي، به «ليلا حاتمي» فکر مي کردم و داستان ادامه داشت تا مهر و آبان.

- و خانم حاتمي نپذيرفت.

حقيقي؛ خانم حاتمي باردار شد. اتفاقاً خيلي دلش مي خواست اين نقش را بازي کند. اما اينکه چطور به ترانه رسيديم خودش بگويد بهتر است.

عليدوستي؛ من از روندي که تا آن زمان فيلمنامه طي کرده بود خيلي اطلاع نداشتم. اتفاقاً از آخرين کساني بودم که فيلمنامه کنعان را خواندم. فيلمنامه را به عنوان يک دوست که دلم مي خواست در جريان باشم خواندم. يادم است همان موقع با آقاي حقيقي راجع به اينکه خيلي فيلمنامه را دوست داشتم صحبت کردم. گفتم که دلم مي خواهد براي اين نقش تست گريم بشوم. البته شخصيت من در فيلمنامه اوليه سن بيشتري از الان داشت.

حقيقي؛ و ما هم بعد از انتخاب ترانه بازنويسي کرديم و سن مينا را پايين آورديم.

عليدوستي؛ آن زن و شوهر به هر حال همين اختلاف سني فعلي را داشتند. اختلاف سني آنها زياده. حقيقي و فرهادي اول گفتند نمي شه و من هم متقاعد شدم. ديدم راست مي گويند که مخالفند. بعد به طرز معجزه آسايي براي هر کسي که ممکن بود جايگزين خانم حاتمي شود مشکلي پيش آمد و نتوانست بيايد و اين حتي شوخي آقاي حقيقي بود. اوايل مي گفتند چهار عامل بايد وجود داشته باشد که تو اين نقش را کار کني و امکان ندارد اين چهار تا با هم جور بشود. تا اينکه تست گريم کرديم و همه چيز عوض شد.

- دشواري پيدا کردن تهيه کننده برايتان عجيب نبود؟ شايد از سابقه قبلي تان و ساخت آن نوع فيلم هاي تجربه گرا مي ترسيدند يا ترديد داشتند.

حقيقي؛ ممکنه. الان که شما مي گوييد فکر مي کنم ممکن است نگران همکاري با من هم بوده باشند. من حتي اين فيلم را به آقاي فرحبخش هم دادم و ايشان يک چيزي در حدود چهار ساعت پاي تلفن درباره کنعان با من صحبت کردند، با جزييات کامل. من احساس مي کردم با يک نابغه سينما طرفم. حرف هايي که آقاي فرحبخش راجع به اين فيلمنامه زد بسيار هوشمندانه بود و در انتها هم گفتند اين از جنس سينمايي که من مي سازم نيست. من فيلم هايي مي سازم که مطمئن باشم مي فروشند. نمي گويم اين نمي فروشد اما مطمئن نيستم. صحبت هاشون منطقي بود. من از روي استيصال با آقاي صدرعاملي تماس گرفتم و پرسيدم که من چه کار کنم؟ فيلمنامه را خوانده بود. گفت من حاضرم تهيه کننده اش بشوم اما تو بده مصطفي شايسته بخواند، اگر قبول نکرد بيا پيش خودم. من با آقاي شايسته تماس گرفتم و فيلمنامه را فرستاديم خواندند و فردا ساعت 9 صبح به من زنگ زد که بيا قرارداد ببنديم.

- تعجب نکردي؟

حقيقي؛ خيلي عجيب بود و خيلي هم عجيب بود که من پذيرفتم. هر دوش عجيب بود. من فکر نمي کردم با آنها کار کنم و فکر نمي کردم آنها هم بخواهند با من کار مي کنند.

- آقاي شايسته تغييراتي در فيلمنامه ندادند؟

حقيقي؛ اصلاً، حتي يک خط فيلمنامه هم تغيير نکرد. من گفتم اين فيلم را فقط با ترانه عليدوستي مي سازم و شروط ساخت فيلم اينه؛ ترانه عليدوستي، فيلمبردار خيلي خوب، طراح صحنه خيلي خوب، اينقدر تعداد روز کار، بقيه اش را مذاکره مي کنيم. شايسته بدون هيچ مشکلي موافقت کرد. براي نقش ديگر زن آقاي شايسته پيشنهاد خانم بايگان را دادند. روزي که ايشان آمدند و سلام عليک کرديم گفتم عاليه. واکنش ترانه به خصوص خيلي مثبت بود.

عليدوستي؛ خانم بايگان به نظر من بهترين انتخاب براي آذر بود.

حقيقي؛ بازيگرهاي بعدي ما بايد برحسب انتخاب اين دو بازيگر انتخاب مي شدند. فيلمنامه را بازنويسي کرديم و سن شخصيت هايمان را کمي پايين آورديم. سن شخصيت مرد فيلم را که پايين آورديم بلافاصله اسم محمدرضا فروتن مطرح شد. من با ايشان آشنا نبودم اصلاً. محمدرضا لطف کرد و چندين بار آمد و روخواني کرد و آرام آرام متقاعدمان کرد. الان به نظر من در فيلم فوق العاده است.

عليدوستي؛ من نصف فيلم را ديده ام و به جرات مي توانم بگويم که بازي فروتن يکي از بهترين بازي هاي سينماي ايران است.

- الان که قسمت هايي از فيلم را ديديم احساس کردم ديگر از آن نگاه هاي هميشگي فروتن خبري نيست.

حقيقي؛ فيلم را بايد ببينيد. آقاي فروتن از نظر من تغييرات خيلي عمده يي در اين فيلم کرده. من سر هر پلان ايشان مي گفتم آقاي فروتن چشم هات، و بعد صدا، دوربين، حرکت. خودش توجه غريبي به اين موضوع داشت. دائم با هم درباره خستگي نگاهش حرف مي زديم.

- و رادان چطور به گروه اضافه شد؟

حقيقي؛ شخصيت بهرام توي فيلم ما همسن شخصيت ترانه است. او حوالي دقيقه 30 فيلم وارد مي شود و ديگر وقتي مي آيد، هست.

- در مورد بازي رادان شنيده هايي مطرح شد مبني بر اينکه با او دچار اختلاف شديد يا در تدوين حضورش کمتر شده است.

حقيقي؛ اينها همه حرف است. بهرام رادان تنها بازيگر اين فيلم بود که من باهاش دعوا نکردم. من با خانم عليدوستي دعواي جدي کردم، دو، سه بار. با خانم بايگان و آقاي فروتن هم لحظه هاي سختي داشتيم. خانم بايگان به خصوص از دست من خيلي سختي کشيد. کارش را خيلي جدي مي گرفت و من هم توقعم از ايشان بي اندازه زياد بود و دائم تحت فشار بودند. اما به بهرام رادان حتي يک کلمه نامهربان هم تا امروز نگفته ام. بهرام يک ستاره است و فيلم قبلي اش هم فيلم درخشاني مثل سنتوري است. خيلي بزرگواري کرده که آمده اين نقش را بازي کرده چون از لحاظ زمان حضور بر پرده اين نقش براي چنين آدمي نقش کمي است. شخصيت بهرام در فيلم شخصيت مبهم و مرموزي است. وقتي که هست حضور مبهمي دارد و وقتي که نيست هم سايه سنگيني روي قصه مي اندازد. و خب، اين براي آدمي مثل بهرام که اينقدر عادت دارد در مرکز توجه همه باشد سخت است. غريزه اش اين نيست که در حاشيه قصه باشد و اين کمي کار مي برد. هم براي من و هم براي خودش. ضمناً هيچ کدام از بازيگرها هم هنوز فيلم را کامل نديده اند و بهرام هنوز خبر ندارد که چقدر خوب کار کرده.

- خب حالا اين ترکيب بازيگران براي ماني حقيقي که پيش از اين نوع ديگري از سينما را کار کرده بود که در آن بازيگران حرفه يي به شکل معمول نمي گنجند، دشوار نبود؟

حقيقي؛ من اساساً علت اينکه فيلم مي سازم، کار با بازيگر است. مهم ترين بخش کار براي من بازي گرفتن از بازيگر است. دوست دارم همه جور بازيگري توي کارهايم باشند و هميشه هم بوده اند. در آبادان هديه تهراني و فاطمه معتمدآريا را در کنار نابازيگر فوق العاده يي مثل احسان اماني داشتم. در کارگران مهناز افشار و رضا کيانيان نقش هاي کوچک فرعي را بازي کردند و اميد روحاني و احمد حامد دوتا از نقش هاي اصلي را داشتند. مهم اين نيست که اينها ستاره اند يا نابازيگر. مهم اين است که در نقش شان بگنجند و کارشان قانع کننده و باورکردني از آب دربيايد. کنعان تنها فيلم من است که هيچ نابازيگري در نقش هاي اصلي اش بازي نمي کند.

- فيلمبردار و طراح صحنه شناخته شده چطور؟

حقيقي؛ آن هم نه. چون من با آقاي کلاري کار کرده بودم، با آقاي اثباتي کار کرده بودم. عوامل و بازيگران من هميشه بهترين و حرفه يي ترين ها بوده اند. تنها اتفاق اين است که از دي وي دي به 35 ميلي متري کوچ کرديم که براي من تفاوت بي اهميتي است. مثل اين است که بپرسند فيلمنامه ات را با قلم نوشتي يا با ماشين تحرير؟ چه فرقي مي کند؟

- خانم عليدوستي با اين سختگيري که شما در انتخاب فيلم هايتان داريد، کنعان چه چيزي داشت که قبول کرديد در آن بازي کنيد؟

عليدوستي؛ من مطمئن بودم کنعان حاصل بسيار خوبي خواهد داشت. آرزو داشتم در نقش مينا بازي کنم. اصلاً شک هم نداشتم.100 درصد خيال من از خود آقاي حقيقي هم راحت تر بود. قصه را مي دانستم و اينکه وقتي دقت آدمي مثل حقيقي با اين سليقه بيايد، چيزي مي شود که به سليقه خود من هم بسيار نزديک است. اين باري روي دوش من بود و مسووليت سنگيني احساس مي کردم. اينکه بايد جواب اين همه اعتماد از جانب او را بدهم تنها فشار روي من بود.

                   



- حضور اصغر فرهادي در تيم نويسندگان تاثيري در اين انتخاب نداشت؟

عليدوستي؛ اصغر فرهادي و ماني حقيقي مثل دو نيمکره چپ و راست مغز من هستند. مطمئنم چيزي که براي من مي خواهند قطعاً به نفع من است. اگر به من بگويند نبايد در اين فيلم باشي، من مطمئنم که نبايد بروم. من براي حضور در چهارشنبه سوري ترديد داشتم. آقاي فرهادي در مورد چهارشنبه سوري مي گفتند براي نقش روحي پيشنهاد ديگري غير از ترانه عليدوستي ندارم. نمي دانم چقدر لطف بود و چقدرش حقيقت داشت ولي نکاتي را اين دو نفر به من گفتند که من احساس کردم نبايد ترديد کنم و الان خوشحالم که بازي کردم. در مورد کنعان هم الان چنين احساسي دارم.



حقيقي؛ سيستم کار من طوري است که وقتي تصميمم را مي گيرم ديگر گرفته ام و ترديد را کنار مي گذارم. کاري مي کنم که انتخابم بهتر جواب بدهد نه اينکه کار با ترديد جلو برود. وقتي تصميم گرفتم خانم عليدوستي نقش مينا را بازي کند، به اين علت بود که ناگهان راه حلش را پيدا کردم. ناگهان فهميدم که اگر اين جنبه از شخصيت ترانه را به اين جنبه از شخصيت مينا اضافه کنيم، مشکل حل مي شود و اين کشف آنقدر برايم هيجان انگيز بود که انتخاب ترانه قطعي شد. ما با اين انتخاب يک موج مخالفت داشتيم. خيلي ها گفتند «ترانه خيلي خوبه اما براي اين نقش مناسب نيست.» من بايد به عواملم اعتماد داشته باشم و آنها هم بايد به من اعتماد کنند. بنابراين آنهايي که مي گفتند فکر مي کنيم انتخاب ترانه اشتباه است، بلافاصله کنار گذاشته شدند و هر کسي از اين انتخاب هيجان زده مي شد، دعوت به کار مي شد. و حالا که فکر مي کنم مي بينم ما چقدر سر اين ماجرا سختي کشيديم. آدم هميشه حوصله ندارد توضيح بدهد که چرا فلان انتخاب را کرده. اين انتخاب ها اغلب غريزي هستند و بهترين همکار کسي است که به غريزه کارگردانش اعتماد کند. من اهل مشورت و تبادل نظر هستم ولي وقتي تصميمم را مي گيرم، انتظار دارم گروهم به من اعتماد کند.

- شايد به خاطر همين چيزها بود که اينقدر توليد کنعان پرحاشيه بود.

حقيقي؛ جدي؟ من فکر مي کنم خيلي بي سر و صدا کار شد. اين حرف ها را که شنيده ايد به ما هم بگوييد چون من در جريان نيستم.

- اينکه در مرحله يي اختلاف بين شما و تهيه کننده افتاده است و ايشان در ادامه کار ترديد داشته اند.

حقيقي؛ اين را از آقاي شايسته بپرسيد چون مربوط به ايشان است.

- به هر صورت فيلمي با اين عوامل و اين ستاره ها معمولاً در سينماي ايران دچار حاشيه هايي مي شود و اين فيلم هم درگيرش بود.

حقيقي؛ دقيقاً به دلايلي که گفتيد هر فيلم پرستاره، هر فيلمي با تهيه کننده و کارگرداني به اين شکل و با همه اين پارادوکس هايي که ظاهراً وجود دارند، در سينماي ما موجب چنين صحبت هايي هم مي شوند. فيلمسازي يک پروسه عاطفي و احساسي است. فشار رواني، نگراني هاي اقتصادي، ترديدهاي غريزي مربوط به خلق يک فکر نو، همه فضاي پرتنشي ايجاد مي کنند و اين تنش ها براي آدم هايي که بيرون اين فضا قرار دارند نامانوس تر از آنچه هستند به نظر مي آيند. اين حرف ها هميشه هست. اما وقتي فيلم اکران مي شود همه چيز تغيير مي کند. تازه مي توانيم حرف هايمان را بزنيم. بله، اين فيلم پر از اختلاف بود، ولي پر از محبت و دوستي هم بود و شايد حتي بيشتر از حد معمول.

- اما در مرحله يي توليد فيلم متوقف شد.

حقيقي؛ بعد از تدوين فيلم. اين داستاني است که ظاهراً گاهي در هدايت فيلم اتفاق مي افتد ولي ما روي هم رفته توليد بسيار خوبي داشتيم. فکر مي کنم شايد بعد از پايان تدوين اوليه فيلم يک دوره يي آقاي شايسته نمي دانست با فيلم چه کار کند.

- به چه دليل؟

حقيقي؛ نمي دانم. واقعاً نمي دانم. فکر مي کنم احتياج به زمان داشت تا بيشتر راجع به فيلم فکر کند. خيلي اتفاق غيرطبيعي نيست. فيلمسازي بالا و پايين زياد دارد.

- در طول ساخت فيلم از مشاوره آقاي فرهادي استفاده مي کرديد يا بعد از فيلمنامه ديگر دخالتي نداشتند؟

حقيقي؛ من و آقاي فرهادي اصولاً اين قرار را داريم که چون هردويمان کارگرداني مي کنيم، نفر دوم موقع ساخت فيلم بايد کنار بکشد. اين براي من سر چهارشنبه سوري کار خيلي سختي بود. يکي از دلايلي که با آن سرعت «کارگران...» را ساختم اين بود که از جريان ساخت چهارشنبه سوري دور شوم. چون واقعاً تکه يي از وجودم بود. احساس مي کردم بچه ام را سپرده ام به اقوامم و خودم دارم مي روم سفر. آقاي فرهادي هرچند سنش از من کمتر است اما نسبت به من آدم منطقي تر و آرام تر و پخته تري است. وقتي من کنعان را مي ساختم او هم رفت و دايره زنگي را نوشت.

- خانم عليدوستي چرا با تيم حقيقي و فرهادي کار مي کنيد؟

ترانه؛ کار کردن با اين دو نفر عاليه. چيزي در کارگرداني اين دو هست که من در بقيه نمي بينم. چه در شيوه کار آقاي فرهادي چه در شيوه کار آقاي حقيقي يک اصالتي هست. با اينکه کارگرداني شان دو شکل متفاوت دارد، اما معلوم است از فيلمسازي شان چه مي خواهند و اين خيلي خوب به من منتقل مي شود و مهم تر از همه اينکه به سليقه من هم خيلي نزديک است. کاش مثل اين دو نفر بيشتر بودند. حتماً هم هستند. پيدا مي شوند. در بد ترين شرايط هم که کسي نبوده، دو نفر گوشه يي بوده اند که اميد به آنها بوده. براي من هم فعلاً در اين شرايط اين دو نفر هستند. حالا سال ديگر شايد دو نفر ديگر هم باشند. دوست دارم هر طور که شده کمک کنم و در کنارشان باشم. حالا براي انجام هر کاري که بتوانم بکنم. خيلي دلم مي خواهد بيشتر کار کنم و اصلاً از اين شيوه راضي نيستم. هر جاي دنيا که بوديم اين يک نقطه ضعف محسوب مي شد. اينجا کم کاري من حسن قلمداد مي شه ولي اين يک سوءتفاهمه. کنعان، چهارشنبه سوري و شهر زيبا فيلم هايي هستند که واقعاً اگر بازيگر هم نبودم به عنوان يک بيننده بهشان افتخار مي کردم. مساله من اصلاً اين است که جايي کار کنم که اگر خودم بيننده هم بودم برايم فرقي نمي کرد. بيزينس نيست. يک دلگرمي است. شايد اگر اين طوري نبود من اصلاً کار سينما نمي کردم.

- و اين برخلاف روند کاري يک بازيگر ستاره است. آن بازيگرهايي که در فيلم هاي ظاهراً سطح پايين کار مي کنند در عوض مي گويند ما تماشاگر داريم و اين ميزان تماشاچي به خاطر ما به سينما مي آيند.

ترانه؛ آنها راست مي گويند. آنها دنبال چيزهاي ديگري هستند. به نظرم رادان دارد عالي پيش مي رود. مقداري اش شانسه و مقداري هم واقعاً لياقت خودش. بي شک اشتباهاتي کرده، اما اجازه نداده اين اشتباهات او را پايين بکشند. من اصلاً کسي نيستم که قضاوت کنم اما حالا گلزار هم در جايگاه خودش بسيار آدم قابل احترامي است و من هم خوشحالم که چنين سوپراستاري داريم. من مي گويم هر کسي دنبال يک چيزي مي گردد. من هم خيلي دلم مي خواهد عامل فروش يک فيلم باشم. من هم آرزو مي کنم آقاي حقيقي مطمئن بود و دلش قرص بود که تهيه کننده بعدي ام را هم پيدا مي کنم. اين را رادان دارد و من ندارم. شايد خوب نيست که من فقط سينمايي را که دوست دارم کار کنم و آنقدر کارم را شخصي کنم. شايد سال ديگر نظرم عوض شود. نمي گويم حجت است. اما الان اين طوري فکر مي کنم. اين طوري راحتم.



حقيقي؛ من و آقاي فرهادي دائم به ترانه مي گوييم که اشتباه کرده يي که مثلاً فلان پيشنهاد را رد کرده يي. تازگي ها ديگر با ما تماس مي گيرند و مي گويند نمي شود فلاني را راضي کنيد که بيايد و ما به ترانه مي گوييم برو. خانم عليدوستي يک مرامي دارد که من نمي توانم ادعا کنم درست مي فهمم و درک مي کنم. شايد اگر من جايش بودم بعضي از اين فيلم ها را مي رفتم. اگر بازيگر هم بودم فکر مي کنم با خودم مي گفتم؛ «حالا مطمئن نيستم چي از آب دربيايد، اين ضعف ها را دارد اما کنجکاوم که با فلاني کار کنم.» خانم عليدوستي مطلقاً به نظر مي رسد اين کنجکاوي را ندارد و فقط يک نکته برايش مهم است. يعني اصولگراست. مي گويد من بايد از لحظه لحظه اين فيلمنامه خوشم بيايد. از همه عوامل هم خوشم بيايد...

ترانه؛ نه ديگر به عوامل کاري ندارم...

حقيقي؛ فقط براي ما عجيبه که هميشه ما را قانع کرده است. بحث مي کنيم و خانم عليدوستي آخرش يک چيزي مي گويد که من مي گويم؛ «آره حق با توست. به اين نکته فکر نکرده بودم. نرو.»

-
حالا مي خواهيد اين نوع سينماي به قول خودتان خط کشي شده را ادامه دهيد؟

حقيقي؛ داستان کلاسيک يک جذابيت هايي دارد و يک محدوديت هايي. شما فيلم «5 مانع» (عنصر پنجم) لارس فن ترير را ديده ايد؟ درباره فيلمي است که در سال 1961 توسط يک کارگردان دانمارکي ساخته شده. فن ترير کارگردان آن فيلم را دعوت مي کند و مي گويد بيا به خرج من پنج بار ديگر اين فيلم کوتاه را بساز ولي با قواعدي که من وضع مي کنم. مثلاً بايد بروي و در کوبا فيلم را بسازي يا هر پلان فقط 12 فريم باشد. وقتي چنين خط کشي هايي برايت رسم مي شود خلاقيت تو است که بايد شکل جديدي بگيرد. حالا بايد مشکلاتي را حل کني که قبلاً اصلاً وجود نداشته اند. براي من فيلم ساختن مثل حل کردن معادلات رياضي است. با کنعان يک سري مسائل کنار رفته و حالا مسائل جديدي هست که بايد حل کنم. ديگر جبر نيست، هندسه است. فيلم هايي مثل کنعان بيشتر ديده مي شوند و من بايد در اين باره تکليفم را با خودم مشخص کنم. نه بر سر تفاوت فيلم کلاسيک و تجربي بلکه بر سر اينکه چقدر برايم مهم است که فيلم هايم در سطح عام ديده شوند.

منبع : اعتماد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 0:27  توسط فرزاد | 

                                        

                                            رد صلاحیت در سینمای ایران

 

بالا‌خره فیلم‌های مسابقه ایران آمدند؛ با جرح و تعدیل‌ها و تغییرها و حذف‌ها. شاید اگر به صورت خبری صرف بخواهیم بگوییم این طور می‌شود عنوان كرد؛ در حالی كه حدود یك هفته به آغاز بیست‌و‌ششمین دوره جشنواره فیلم فجر مانده است، اسامی 23‌ فیلم بلند ایرانی بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) و پنج فیلم رزرو این بخش اعلا‌م شد.
فیلم‌های <آتش سبز> از محمدرضا اصلا‌نی، <آن مرد آمد> از حمید بهمنی، <آواز گنجشك‌ها> از مجید مجیدی، <احضارشدگان‌> از آرش معیری، <استشهادی برای خدا> از علیرضا امینی، <انعكاس> از رضا كریمی، <باد در علفزار می‌پیچید> از خسرو معصومی، <به ‌همین سادگی> از سیدرضا میركریمی، <پرچم‌های قلعه كاوه> از محمد نوری‌زاد و <تولدی دیگر> ساخته عباس رافعی از آثار بخش مسابقه سینمای ایران هستند. <جعبه موسیقی> از فرزاد موتمن، <حس پنهان> از مصطفی رزاق كریمی، <خاك آشنا> از بهمن فرمان آرا، <خواب زمستانی> از سیامك شایقی، <در میان ابرها> از سید روح‌ا... حجازی، <ستایش> از محمدرضا رحمانی، <سهم گم‌شده> از حسن نجفی، <شب> از رسول صدرعاملی، <فرزند خاك>(تلخ عین عسل) از محمد باشه آهنگر، <كنعان> از مانی حقیقی، <محیا> از اكبر خواجویی، <هامون و دریا> از ابراهیم فروزش و <همیشه پای یك زن در میان است> ساخته كمال تبریزی دیگر آثار بخش سودای سیمرغ را تشكیل می‌دهند. همچنین فیلم‌های <انتهای زمین> از ابوالفضل صفاری، <سبز كوچك> از غلا‌مرضا رمضانی، <حقیقت گمشده> از محمد احمدی، <هر شب تنهایی> از رسول صدر عاملی و <قرنطینه> ساخته منوچهر‌هادی به‌عنوان آثار رزرو بخش مسابقه سینمای ایران انتخاب شدند. <محمد بزرگ‌نیا>، <محمدرضا تخت‌كشیان>، <پوران درخشنده>، <مجید رضا بالا‌>، جمال شورجه، <محمد ابراهیم صلواتی فر>، <داریوش فرهنگ>، <مجتبی مشیری> و <محمد حسین نیرومند> اعضای هیات انتخاب بخش سینمای ایران جشنواره فجر هستند.

بار امانت جشنواره

با اعلا‌م اسامی فیلم‌ها معلوم شد در این جشنواره بهمن فرمان‌آرا، مجید مجیدی، رضا میركریمی، كمال تبریزی، رسول صدرعاملی، مانی حقیقی و خسرو معصومی بار جشنواره را بر دوش می‌كشند.

                           

                             

در سالی كه به گفته مدیر روابط عمومی جشنواره <پركارگردان‌ترین و پرتنوع‌ترین سال جشنواره نسبت به چند سال گذشته بود و فیلم‌ها هم تنوع مضمونی بالا‌یی داشته‌اند.>

                 

                           

                                          دلا‌یل حذف فیلم‌ها از نگاه مشاور رئیس‌جمهور

در این چند روز سخنان گوناگونی درباره حذف فیلم‌ها و ایرادهایی كه هیات انتخاب گرفته‌اند، بیان شده است، اما در میان آنها سخنان <جمال شورجه> حائز اهمیت است. وی در گفت‌وگو با فارس، در مورد شرایط انتخاب آثار سینمایی برای حضور در جشنواره بین‌المللی فیلم فجرگفته است‌: <خروج فیلم‌های ضعیف از گردونه رقابت با اجماع هیات انتخاب اتفاق افتاد. بخشی از انتخاب فیلم‌ها برای جشنواره فیلم فجر از ضوابط و شرایطی ناشی می‌شود كه در طول همه این سال‌ها همیشه رعایت شده و بخشی هم به سلیقه و ذائقه هیات انتخاب، مثل نوع علا‌قه به ساختار فیلم یا موضوعاتی كه در فیلم به آنها پرداخته می‌شود، برمی‌گردد.> این عوامل به عنوان دلا‌یل حذف فیلم‌ها عنوان شده است. البته مشاور هنری احمدی نژاد كه در واقع می‌تواند نماینده اصلی نگاه وی بر سینمای ایران باشد، هم این طور می‌گوید: <بعضی از این فیلم‌ها ضعف ساختاری داشتند، یا نوع نگاهی كه به مسائل مختلف داشتند، در شأن نظام جمهوری اسلا‌می نبود. همچنین عدم توانایی در ارتباط مناسب با مخاطبان نیز از جمله نقاط ضعفی بود كه در بعضی از این آثار به چشم می‌خورد اما این مساله در فیلم‌های كمی به چشم می‌خورد.>

فیلم‌هایی كه حذف شدند

به هر حال در بین فیلم‌هایی كه حذف شده‌اند، نام فیلم‌های <صد سال به این سال‌ها> از سامان مقدم، <تیغ‌زن> از علیرضا داودنژاد، <دایره زنگی> ساخته پریسا بخت‌آور و <آتشكار> از محسن امیر یوسفی دیده می‌شود. فیلم‌هایی كه به نظر می‌رسد بیشتر سلیقه و تفاوت نگاه هیات داوران در حذف آنها تاثیر داشته است نه ضعف ساختاری آنها. با این همه تلا‌ش‌هایی در جریان است تا این فیلم‌ها به همراه تعدادی از فیلم‌های اول حذف‌شده از بخش مسابقه، در بخش میهمان (بخش غیر‌رقابتی) حضور داشته باشند. البته <پوست موز> هم به دلیل مسائلی كه در آن مطرح شده كه بیشتر به شوخی‌های سیاسی رایج در آن مربوط می‌شود، جزو فیلم‌های مشكل‌دار عنوان شده است.

حذف این آثار از ابتدای كار و به نوعی عملی شدن حرف و حدیث‌هایی كه این روزها درباره برخی فیلم‌ها بر سر زبان‌ها بود، این نكته را یادآوری می‌كند كه هیات انتخاب و برگزاركنندگان جشنواره فیلم فجر بیشتر در پی این هستند كه تجربه جشنواره پرحاشیه بیست‌و‌پنجم تكرار نشود و هزینه‌ای كه برای فیلم‌های سنتوری و آفساید پرداخته شد، پرداخت نشود، زیرا به گمان بسیاری جلوگیری از اكران این فیلم‌ها پس از نمایش در جشنواره، غیرمنطقی و حاصل انتخاب رویكردی متناقض بود.

این گزارش‌ها حاكی است، حذف فیلم <آتشكار>، <صد سال به این سال‌ها> و <دایره زنگی> به خاطر تفاوت نگاه هیات انتخاب با جریان عمومی سینما و سختگیری‌های این هیات كه بر‌آمده از سیاست‌های اتخاذ شده در دولت نهم است، باشد. در مورد <دایره زنگی> نیز بنا به گزارش‌ها حضور شخصیت نصاب ماهواره دلیل حذف این فیلم است. برخی خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند كه جرح و تعدیلی كوچك در فیلم <به همین سادگی> رضا میركریمی هم به خاطر حضور دیش ماهواره و... در یك سكانس است، اما ماجرای حذف <صد سال به این سال‌ها> به نظر می‌رسد به مسائلی مثل حجاب بازیگر بر‌می‌گردد كه البته حضور یك شخصیت زن نیز مورد اعتراض است.

آتشكار شاید یكی از بهترین فیلم‌های جشنواره امسال می‌توانست باشد، همان طور كه 3 فیلم دیگر حذف شده هم می‌توانستند از فیلم‌های مطرح و مورد توجه باشند. این فیلم درباره آتشكاری است كه پس از داشتن 4 دختر و با وجود علا‌قه به داشتن پسر به درخواست همسرش باید از داشتن فرزند بیشتر جلوگیری كند. ‌

جمال ساداتیان: ما نمی‌دانیم به كجا مراجعه كنیم

<صورت مساله را پاك می‌كنند و بعد می‌گویند حل كنید‌.> این اولین جمله‌ای است كه جمال ساداتیان در مقام تهیه‌كننده فیلم <پریسا بخت‌آور> اعلا‌م می‌كند. این فیلم درباره كلا‌ن‌شهر بزرگ تهران است و به معضلا‌ت اجتماعی پرداخته است. اما هیات انتخاب آن را برای حضور در بخش مسابقه انتخاب نكرده است. میزان ایرادات وارده به فیلم مختلف است. با این همه گفته شده است كه شاید فیلم در بخش میهمان به نمایش درآید، اما این موضوع هنوز رسما به تهیه‌كنننده اعلا‌م نشده است. ساداتیان می‌گوید: <این فیلم یك فیلم تاثیرگذاراست.نمی‌دانم چه اساسی و چه معیارهایی برای انتخاب فیلم‌ها وجود دارد. آنها آمده‌اند و بحث ماهواره را مطرح كرده‌اند، می‌دانیم كه ماهواره خلا‌ف قانون است و ما آمده‌ایم این معضل اجتماعی را مطرح كرده‌ایم. اصلا‌ فیلم‌های اجتماعی به دنبال مطرح كردن موضوعاتی هستند كه كمی حاد می‌شود تا با نگاهی هنرمندانه و مدیوم تصویر آن را مطرح كنند.> او در ادامه می‌افزاید: <ما نمی‌دانیم نهاد تظلم‌خواهی كجاست و با چه كسی باید صحبت كنیم. حداقل صنف خانه سینما یا كانون باید آن را بررسی كنند.>

تهیه‌كنندگان به دنبال اعتراض

پس از پدید آمدن مشكلا‌ت گوناكون و حذف و جرح‌های مختلف در فیلم‌ها این بحث مطرح شد كه تهیه‌كنندگان درصدد اعتراض و بیرون كشیدن فیلم‌های خود از جشنواره هستند. آنان البته بحث زمان را نیز مطرح كرده و عنوان كردند كه زمان برای انجام این تغییرات كافی نیست. البته در این بین تدابیری هم عنوان شده است و می‌گویند یكی از تدابیر جشنواره برای حفظ نظم جشنواره این است كه پنج روز اول جشنواره به نمایش فیلم‌های خارجی اختصاص یابد و از پنج روز دوم نمایش فیلم‌های بخش مسابقه سینمای ایران آغاز شود. اما به هر حال جشنواره فیلم فجر گذرگاهی است كه تمام فیلم‌ها باید از آن عبور كنند. عبور به معنای دریافت مجوز است وگرنه در دایره دریافت مجوز سال‌ها و ماه‌ها معطل خواهند ماند. در آن صورت بحث هزینه‌هایی كه بر باد می‌رود مطرح می‌شود. به هر حال منوچهر محمدی سخنگوی شورای‌عالی تهیه‌كنندگان گفته است: <در پی اعتراضاتی كه تهیه‌كنندگان و كارگردانان در زمینه وضعیت نمایش فیلم‌ها در جشنواره فجر داشتند، تصمیم گرفتیم كه پنجشنبه (امروز) در خانه سینما جلسه‌ای با حضور این دو صنف برگزار شود و از نزدیك مسائل مربوط به این دو صنف را بررسی كنیم.> اگر این جلسه برگزار شود این اولین بار است كه نهاد صنفی خانه سینما در این زمینه وارد عمل می‌شود تا از حق اهالی سینما دفاع كند.

سخنگوی كانون كارگردانان: اگر كسی اعتراض كند يررسي مي كنيم

 

علیرضا رئیسیان، رئیس جدید كانون كارگردانان تا دو سال آینده، تا ساعت 3 بعدازظهر دیروز هنوز در جریان برگزاری جلسه‌ای در این زمینه قرار نگرفته بود و سخن گفتن درباره مسائل مطرح‌شده در جلسه روز سه‌شنبه كانون كارگردانان را به سخنگوی كانون <برزیده> محول كرد. عبدالحسین برزیده سخنگوی جدید كانون كارگردانان است. در حالی كه اعلا‌م شده است امروز جلسه اضطراری برای رسیدگی به مسائل جشنوار برگزار می‌شود، او آن را تكذیب می‌كند و در عین حال به خبرنگار اعتماد ملی می‌گوید: <جلسه روز سه‌شنبه به طور معمول برگزار می‌شده است.> به نظر هم نمی‌آید اطلا‌عی از برگزاری جلسه‌ای به این مناسبت داشته باشند. اما او در پاسخ به خبرنگار ما درباره برگزاری جلسه‌ای در اعتراض به جشنواره می‌گوید: <اگر كسی از كارگردانان در این باره مشكلی داشته باشد یا بخواهد تظلم‌خواهی كند، كانون كارگردانان اولین جایی است كه قطعا كمك خواهد كرد. ما شكایت را بررسی می‌كنیم و اگر حقی ضایع شده باشد حتما رسیدگی می‌كنیم.> البته این نكته مطرح است كه چگونه می‌توان تضییع حق در زمینه سانسور فیلم‌ها و نگاه هنرمندان را دریافت.

داوران احتمالی ‌

یكی از سایت‌ها اعلا‌م كرده است احمدرضا معتمدی و امین تارخ داوران فیلم‌های بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فجر شدند.

بخش‌های دیگر جشنواره

فیلم‌های ایرانی بخش جلوه‌گاه شرق - مسابقه سینمای آسیا؛ <به همین سادگی> ساخته رضا میركریمی، <استشهادی برای خدا> از علیرضا امینی و <هامون و دریا> از ابراهیم فروزش هستند. 8 فیلم خارجی دیگر در این بخش حضور دارند و قرار است در این بخش سه سیمرغ بلورین به بهترین فیلم، بهترین كارگردانی و بهترین فیلمنامه اهدا ‌شود، همچنین در بخش در جست‌و‌جوی حقیقت- مسابقه سینمای معناگرای فیلم‌های ایرانی< -شب> از رسول صدرعاملی، <فرزند خاك>(تلخ عین عسل‌) از محمد باشه آهنگر و <در میان ابرها> از سیدروح‌ا... حجازی حضور دارند. در این بخش نیز سه سیمرغ بلورین به بهترین فیلم، بهترین كارگردانی و بهترین فیلمنامه اهدا می‌شود. همچنین شنیده‌ها حكایت از حضور <كنعان>(مانی حقیقی)، <آواز گنجشك‌ها>(مجید مجیدی) و <آتش سبز>(محمدرضا اصلا‌نی) در بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره فجر دارد. نكته جالب این است كه شنیده شده فیلم‌های به همین سادگی (رضا میركریمی)<فرزند خاك>(تلخ عین عسل)(‌محمد باشه آهنگر) هم دچار حرج و تعدیل شده‌اند اما با این حال به عنوان نمایندگان سینمای ایران در بخش‌های مختلف عنوان شده‌اند.

منبع : اعتماد ملی

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 17:12  توسط فرزاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
پوشش اخبار فعالیتهای حامد بهداد , هنرپیشه سینمای ایران

پیوندهای روزانه
گفتگوي روزنامه كارگزاران با حامد بهداد - اسفند 86
گفتگوي همشهري با حامد بهداد درباره ي " زخم هاي رويا " - بهمن 86
گفتگوي باني فيلم با حامد بهداد - آذر 86
عكسهاي حامد بهداد در نمايشگاه مطبوعات - آبان 86
گفتگوي شرق با حامد بهداد و باران كوثري - مرداد 86
صد نكته از حامد بهداد
حامد بهداد در صندلي داغ - مرداد 86
عكسهاي حامد بهداد در مراسم دهمين جشن دنياي تصوير - تير 86
گفتگوي سميرا عليزاده با حامد بهداد - تير 86
گفتگوي همشهري جوان با حامد بهداد و باران كوثري - تير 86
گزارش تصويري از نمايش و نقد روز سوم در دانشگاه شهيد بهشتي - خرداد 86
گفتگوي حامد بهداد با مجله نقش آفرینان - اردیبهشت 86
گفتگوي حامد بهداد با مجله طاق بستان - آذر 85
گفتگوي حامد بهداد با همشهری جوان - نیمه اول سال 85
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
خبر
گفتگو
بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر
دانلود آهنگ متن فيلم مجنون ليلي با صداي حامد بهداد
بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر
نمايشگاه عكس حامد بهداد ( گزارش و عكس )
نمایش سگ سکوت ( عکس و مطلب )
حامد بهداد با فيلم قبادي در جشنواره كن(عكس و مطلب)
پیوندها
هواداران حامد بهداد در سايت كلوب
منفي مثل حامد بهداد
خيلي دور خيلي نزديك
" مارلون براندوي سينماي ايران " حامد بهداد
وبلاگ هواداران حامد بهداد
صدا .. دوربين .. حركت
سينما در منطقه ممنوعه
وبلاگ هواداران حاتمي كيا
بهرام رادان آكتور سينما
اندر احوالات بهرام خان رادان
بهرام سينما
بيوگرافي دان - عكسها و بيوگرافي هاي هزاران هنرمند
من از نهايت شب حرف مي زنم
دايره زنگي
گروه زيست شناسي
عمو بهرام و دايي علي
خبرهایی از فیلم های سینمای ايران
ترانه عليدوستي
خاك خوب ( فتو بلاگ)
باران به روايتي ديگر ...
سلطان سينما حامد بهداد
بهرام و بهداد و شهاب
سينما
حامد بهداد- حامدکمیلی -سیاوش خیرابی
طرفداران حامد در مشهد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM