![]() |
![]() |
|
|
نظر سنجي جديد نظرسنجي قبلي وبلاگ كه حدود بيست ماه فعال بود ! با عنوان بهترين نقش آفريني و فيلم بهداد با راي اكثر بازديد كننده ها به گزينه ي روز سوم - روز سوم به اتمام رسيد كه من به هيچ وجه باهاش موافق نيستم ! نظر سنجي جديد با عنوان " مشتاقيد حامد بهداد را در فيلم كداميك از كارگردانهاي زير ببينيد ؟ " رو از امروز تو وبلاگ قرار دادم . جدول نظر سنجي و گزينه ها سمت چپ وبلاگ قرار دارن .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 17:54 توسط فرزاد |
|
|
صدرعاملی با این ستارهها فيلم تازهاش را میسازد؛ حامد بهداد، ترانه علیدوستی، پولاد کیمیایی، عزتالله انتظامی و...
با پیوستن پولاد کیمیایی و فرهاد آییش فیلمبرداری جدیدترین فیلم رسول صدر عاملی با عنوان زندگی با چشمان بسته از چند روز آینده آغاز می شود . به گزارش سینمای ما، براساس اخباری که پیش از این منتشر شده، حضور ترانه علیدوستی ،حامد بهداد و عزت الله انتظامی دراین فیلم پیشتر قطعی شده بود .عزت الله انتظامی وترانه علیدوستی پیش از این درفیلمهای شب و من ترانه ۱۵سال دارم با صدرعاملی همکاری کرده بودند.«حامد بهداد» نیزپيشتر در «هر شب تنهايي» نيز با «رسول صدرعاملي» همكاري كرده است. فرج حیدری مدیر فیلمبرداری آخرین ساخته رسول صدر عاملی است ومحمد رضا تخت کشیان تهیه کننده فیلم است.صدر عاملي چندی پیش در گفت وگویی درباره داستان فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» نيز گفته بود : اين فيلم يك داستان اجتماعي را دنبال ميكند كه هيچ ربطي به سهگانههاي قبلي كه ساختهام ندارد. رسول صدرعاملي فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» را براساس فيلمنامهاي از «محمود اربابي» جلوي دوربين ميبرد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 17:28 توسط فرزاد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 4:22 توسط فرزاد |
|
محمد باغباني منبع : اعتماد
|
|||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 22:46 توسط فرزاد |
|
منبع : اعتماد
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 22:41 توسط فرزاد |
|
|
انگار او مرا انتخاب كرد نويسنده: امير پوريا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 2:15 توسط فرزاد |
|
|
يك پيشنهاد : فرصت تماشای " درباره الي " رو از دست ندید . بي نظير بود , بي نظير ..... همانطور كه انتظارش رو داشتم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 0:35 توسط فرزاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 بهمن1387ساعت 14:55 توسط فرزاد |
|
![]()
...... - راجع به بازي حامد توضيح دهيد. اينکه چقدر با هم هماهنگ بوديد؟ چقدر اضافه کاري داشت يا نداشت؟ چون خيلي نقش مهمي است و از بهترين بازي هاي بعد از انقلاب است.
براي خواندن متن كامل گفتگو , اينجا كليك كنيد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 3:30 توسط فرزاد |
|
|
" شبانه روز " و بهداد متفاوتش نقش كوچك وجود ندارد، بازيگر كوچك وجود دارد. اين از آن جمله هاي دوزاري است كه سينماي مدرن بارها و بارها ثابت كرده اصلاً اصالت ندارد. از وقتي كه بحث مخاطب به عنوان سوژه فعال در معني سازي مطرح شده و از زماني كه كارگردان را به عنوان مسوول ايدئولوژيك اثر مي شناسيم، پذيرفته ايم همين گستره ايدئولوژيك كه رابطه مستقيمي با جنس خاصي از زيبايي شناسي دارد تماماً متر و معيار ما براي ارزيابي آثار است. مي خواهم به اين نكته اشاره كنم كه سينماي ما در اين سال ها، بيشتر به خاطر ضعف در ارائه همين ايدئولوژي وابسته به زيبايي شناسي است كه اولاً آثار ضعيفي ارائه داده و دوم اينكه اصلاً از بازي هاي خوب خبري نبوده و نيست يا بهتر است بگويم از بازي هاي درست خبري نيست. در اكثر موارد اين سال ها، موقعيت دراماتيك بازيگر و ديالوگ ها يا نادرست پرورانده شده اند يا به شدت سطحي هستند و در چنين بستر نادرستي بازيگر هم چندان فرصت ارائه يك بازي خوب را پيدا نمي كند، چون مسير به كل غلط است. مثال ها كم نيستند. از شخصيت جوان فيلم تقاطع با بازي بهرام رادان بگيريد تا مثلاً شخصيت زن فيلم آب و آتش با بازي ليلاحاتمي يا شخصيت روانپزشك فيلم حس پنهان با بازي مهتاب كرامتي. در واقع اگر دليلي براي بازي هاي خوب اين سال ها وجود داشته باشد، بي شك آن دليل شناخت و درك صحيح فيلمساز از فضاي ذهني، رفتاري و اخلاقي شخصيت -بازيگر است. اين طور خلاصه كنم كه وقتي كارگرداني بداند دقيقاً چه مي خواهد يا به قول شخصيت «كريستينا» در آخرين ساخته وودي آلن، بداند دقيقاً چي نمي خواهد. امسال در جشنواره فيلم فجر يك نمونه دقيق و مثال زدني از اين نوع رابطه كامل كارگردان- بازيگر را خواهيد ديد. كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار در «شبانه روز» آنقدر اطلاعات و ذهنيات شان نسبت به نقش ها را درست سر و شكل داده اند و در مرحله بعد در اختيار بازيگران گذاشته اند كه حتي بازيگر شورشي چون «حامد بهداد» را توانسته اند كاملاً در اختيار خودشان درآورند. اصولاً در مورد حامد بهداد گفته مي شود اغراق شده يا «اور اكت» بازي مي كند. اما واقعاً اين ايرادي به بازي بهداد نيست. او دلش مي خواهد تا آنجايي كه مي تواند تجربه كند. مشكل اينجاست كه خيلي وقت ها اين كارگردان است كه توانايي كنترل بهداد را ندارد، چون براي او جزييات نقش و ويژگي هاي اصلي شخصيت را توضيح نداده است. و باز اتفاقي نيست كه خيلي از بازيگران سينماي ايران در ايفاي نقش هاي معتاد، لات و كلاً بازي هاي دور از خود در چارچوب يك زندگي روزمره موفقند، چون جزييات بيشتري در اختيارشان است. حالاحامد بهداد در شبانه روز، نه تنها بهترين بازي و حضور سينمايي اش را رقم زده بلكه يكي از بهترين نقش آفريني هاي بعد از انقلاب را بايد كار او دانست. البته به خاطر موقعيت خيلي خاص فيلم نمي توان انتظار داشت اين بازي نزد مخاطبان عام و عامه پسندتر هم جايگاه رفيعي پيدا كند. بهداد در اين فيلم گريم سنگيني دارد، تقريباً هر روز چهار ساعت گريم مي شده اما توانسته از گريمش هم فراتر رود. او در اين فيلم به نوعي سياوش كسرايي را بازسازي كرده. آگاهي و شناخت خالقان «شبانه روز» به حدي است كه فرصت هيچ اضافه كاري را به بهداد نمي داده. البته كه باز بهداد ايده هاي خودش را به نوعي تحميل مي كرده اما حتي اين اضافه كاري هاي پيش بيني نشده هم باز در خدمت اثر است. مهم ترين نكته در بازي بهداد اين است كه او به شكل حيرت آوري توانسته آن انرژي و برق روشن هميشه حاضر در چشمانش را از خودش بگيرد و نگاهي خسته و شكسته را به چشمانش اضافه كند. در واقع همين كار با نگاه و در مرحله بعد تغيير صدا و حركات فيزيكي است كه باعث شده بهداد حتي فراتر از گريم خودش ظاهر شود. بحث سليقه نيست، بحث بر سر معيار است. حامد بهداد در «شبانه روز» آنقدر خوب و كامل و دوست داشتني است كه بتوانيم سيمرغ را حق او بدانيم، مگر اينكه در بين فيلم هاي امسال بازيگري پيدا شود كه به شكل متفاوت و حيرت آوري توانسته باشد در يك گستره رئاليستي آينه تمام قد خود و طبقه اش باشد، بي آنكه شباهتي با كارهاي قبلي اش داشته باشد. مثل كار گروه بازيگران فيلم «درباره الي» ساخته درخشان و دوست داشتني اصغر فرهادي
منبع : اعتماد ممنون از دوست عزيزم شيدا بابت لينك
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 22:54 توسط فرزاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 3:50 توسط فرزاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 بهمن1387ساعت 22:50 توسط فرزاد |
|
|
عكاس : مهدي حق بين
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 بهمن1387ساعت 22:28 توسط فرزاد |
|
|
تمجید بیش از حد انتظار مدیر جشنواره برلین از «درباره الی»؛
این فیلم آغاز موج نویی در سینمای ایران است/«درباره الی» با باقی فیلمهای ایرانی فرق میکند
مدير جشنواره فيلم برليناله (برلين) به تازگی ودر اظهار نظری قابل توجه با تمجید از فیلم درباره الی گفته است : فيلم درباره الي نشانگر آغازموج نو در سينماي ايران است
به گزارش خبرگزاریها ديتركاسليك درنشستي با خبرنگاران خارجي درآلمانافزوده است : قرار نبود اين فيلم در بخش رقابتي اين جشنواره شركت كندولي به دليل ويژگيهاي خيلي خوب و ساخت مناسب از سوي كميته برگزاري براي شركت در بخش مسابقه انتخاب شد. به اعتقاد مدير جشنواره فيلم برلين، اين فيلم با فيلمهاي قبلي ايران فرق ميكند و سبك جديدي از سينماي ايران را به نمايش گذاشته و نشاندهنده دگرگوني ديگري در اين بخش است. كاسليك ادامه داد:به دليل ويژگيهاي برتر اين فيلم، كميته برگزاري تصميم گرفت تا آن را در بهترين بخش جشنواره يعني در بخش آغازين به نمايش بگذارد. وي گفت: من معتقدم كه در سالهاي اخير حركتي در سينماي ايران و در ايران اتفاق افتاده كه اين فيلم محصول آن است. منبع : سينماي ما
امسالم مثل پارسال تو اين چند روز اخبار مهم جشنواره رو تو وبلاگ مي ذارم . البته اين خبر خب خيلي مهمتر از جشنواره ي خودمونه ! ولي خب داغ آدم رو هم تازه مي كنه . ياد روزي مي افتم كه اسامي فيلمهاي بخش مسابقه اعلام شده بود و من چقدر از اينكه اسم " درباره ي الي " تو اون ليست نبود عصبي شده بودم . البته حدس ش رو مي زدم كه نباشه ,ولي يه ذره دلخوش بودم كه اون روز معلوم شد الكي بود
شخصا هنوز خيلي اميدوارم درباره ي الي تو جشنواه اكران شه . واقعا چرا بايد به خاطر حضور يك نفر زحمات يك گروه و ناديده گرفت ؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 بهمن1387ساعت 17:50 توسط فرزاد |
|
|
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در نخستين نشست رسانهاي بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر فيلم «هر شب تنهايي» به كارگرداني رسول صدرعاملي وارد نقد و بررسي قرار گرفت.
«رسول صدرعاملي» گفت: ساخت اين فيلم سفارش شده است اما ما آن را سفارشي نساختيم. بايد براي ديدن اين فيلم كمي آرامش و متانت و صبوري داشت چرا كه تمام عوامل اين فيلم با هم عهد بستند تا اين فيلم به خوبي ساخته شود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 بهمن1387ساعت 17:16 توسط فرزاد |
|
|
كسي جرات اين كارها را ندارد ! شماره ي جديد مجله ي زندگي ايده آل ( نيمه ي اول بهمن ۸۷ ) منتشر شد
حامد بهداد يك چيزيش ميشود! يعني هميشه يك چيزيش ميشده؛ از همان وقت كه وارد سينما شد... برو عقبتر، از همان بچگي. اين را از همه كارهايش ميتوانيد بفهميد؛ از بيقراري و سرسامي كه در لحظه لحظه زندگياش موج ميزند. آخر يكي نيست به او بگويد اين كارها چيست كه ميكني! چرا آرام نميگيري؟ مثل عكسهايش. نگاه كنيد... در همينها هم ميشود روحيه ناآرام و منحصر به فرد او را جستوجو كرد. او عكسهايش را در گالري شيرين به نمايش گذاشته بود. دنيا و آدمهايش از نگاه اين هنرمند ديدن دارد. تعدادي از اين عكسها را ببينيد.
براي ديدن گالري عكسهاي حامد بهداد كليك كنيد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 2:14 توسط فرزاد |
|
|
از حضور بازرس و بهرام رادان !! تا درهاي بسته نگارخانه ي شيرين توي چند روز اخير و به بهانه ي تعطيلي نمايشگاه عكس حامد بهداد يك سري افراد سود جو و تو خالي سعي در نخريب حامد بهداد عزيز دارن . يكي دو روزي ميشه وبلاگي با عنوان مخالفان بهداد ساخته شده كه با اخبار كذايي و كاملا وارونه قصد داره ذهنيت هواداران بهداد رو تغيير بده . با اخباري از قبيل دستگيري بهداد در روز آخر نمايشگاه !! توهين بهداد به هواداران !! سو استفاده ي بهداد از حس پاك هوادارانش !! جالب اينجاست اين وبلاگ كذايي خيلي تابلو مي باشد ! با يك اسم دروغين كامنتي براي خودشون مي ذارن كه : " منم موافقم و ادامه بديد و اينا " ! و به فاصله ي يك دقيقه كامنت رو پاسخ ميدن ! خب ما كه نمي فهميم خودشون از خودشون استقبال مي كنن !! من شنبه با دو تا از دوستام به نمايشگاه بهداد رفتم كه با اينكه تقريبا شلوغ بود , بهداد با صبر منحصر به فردي پاسخ تك تك هواداراشو مي داد . براي روشن شدن هواداراني كه واسشون عجيب بود نمايشگاه زودتر از موعد مقرر تعطيل شد و از شنيدن شايعه هاي مختلف گيج شده بودن شرح حال اين پنج روز رو به قلم دوست عزيزم فائزه پارسا كه اونجا حضور داشته گذاشتم تا متوجه شيد كه قضيه از چه قراره . خيلي دلم گرفت از بي احترامي يي كه توسط مسئولان گالري به هواداران بهداد شده بود يا براي اونهايي كه پنج شنبه تو سرما از راه دور خودشون و به نگارخانه شيرين رسونده بودن تا عكسهاي بهداد رو تماشا كنن ولي با در بسته مواجه شدن ولي اين حكم از بالا بود و ناراحتي بهداد رو هم به همراه داشت . حضور بازرس و تذكر به بهداد( به خاطر كم جنبگي برخي دوستان كم سن و سال ) در اين مهم بي تاثير نبود .
اما حالا بخوانيد شرح ماجرا رو از زبان فائزه پارسا ( وبلاگ يادگار من ) :
بالاخره تماشاي عكسبازيهاي بهداد هم تمام شد . پنج روز هنر عكاسي بهداد را هم ديديم , همانطور كه ده سال است هنر بازيگريش را داريم مي بينيم . اين پنج روز هم به ما خوش گذشت , گر چه ... مي خواهم براي شما بنويسم , براي شما كه نديديد شنيده ها را , مي نويسم كه بخوانيد , بخوانيد هر آنچه كه ديدم , كه قرارم با خودم بود از روز اول ببينم تا در اخر بنويسم كه نوشتم . شش مساوي پنج ! جمعه , مراسم افتتاحيه نماشگاه عكس حامد بهداد
بعد از ظهر سرد زمستانی 27 دي ماه گرم شد با نفسها و شور گرم مردم , مردمي كه سرشار از خوبيها بودند . فضا پر از انرژيهاي مثبت بود. همه خوب بودند , مهربان بوند , آرام بودند و هنرمند . اوج زيبايي آدينه در جايي بود كه تلفيقي از هنرمند و هنر دوست در فضاي نوستالوژيك باغچه اي از باغهاي شميران اتفاق افتاد . براستي عجب روزي بود جمعه . شايد تنها بعد از ظهر جمعه اي بود كه هيچكس دلگير نبود . شادي بطور دلچسب در رخ تمام افراد ديده مي شد . همه آمدند و رفتند و در انتها در سكوت زيباي شب, حامد بهداد با چهره ي يك مرد خسته از يك روز, اما مسرور و رضايتمند , از گالري خارج شد و جمعه با تمام لحظات شيرينش به خاطره ها پيوست. شنبه 27 دي ماه : از اولين ساعات كار گالري , مردم براي تماشاي عكسبازيهاي بهداد به گالري آمدند و رفتند و بهداد هم غروب شنبه با آمدنش به گالري و پاسخ به محبتهاي همه هوادارانش فضا را زيباتر كرد . يكشنبه 29 دي ماه : گالري در صبح كمي نسبت به روز گذشته خلوتر بود و دوباره غروب يكشنبه ملاقات بهداد با مردم هاله خوشرنگ دوستي و انسانيت را در فضا پراكند . البته يكشنبه براي من طور ديگري تمام شد . به آرامش رسيدم وقتيكه بهداد جوابم داد " نه" سريال بازي نمي كنم ، سريال "خورشيد پير الموت" ديگر منتفيست . براي اطمينان خودم پرسيدم : " حسن صباح ديگه !!" گفت : " آره همون حسن صباح و قلعه الموت" . خيلي خوشحال شدم چون مطمئن بودم فيلمي ساخته نخواهد شد در حد حسن صباح بزرگ ايران (علي ذكره السلام) و اصلا دوست نداشتم حامد بهداد را در يك چنين فيلمي ببينم ، البته شايد هم اشتباه مي كنم . دوشنبه 30 دي ماه: گالري طبق برنامه هميشگي تعطيل بود و چه ساكت ،سرد و دلگير شده بود آنجا . سه شنبه 1 بهمن ماه : امروز جمعيت بيشتري به گالري آمدند . هميشه روز بعد از تعطيلي همه جا شلوغتر است و گالري شيرين هم از اين قانون مستثني نبود . چهارشنبه 2 بهمن ماه : گفته بودند چهارشنبه برف ميبارد كه خدا رو شكر دادار هم با بهداد و مردم بود و برف نباريد تا كساني كه از دورترين نقاط شهر به ديدن حامد و عكسهايش آمده بودند سختي نكشند . اي خدا امروز چرا حال خوبي ندارم ، خوشحالم اما يك اضطراب مرموز درونم زنده شده ، حال خوبي ندارم تمام مدت انگار منتظر وقوع يك اتفاق بودم ، ساعت 5 او آمد . امروز بر خلاف روزهاي ديگر حامد ماشينش را در درون محوطه پارك كرد . از دور نگاه مي كردم ، عجب قاب قشنگي بود انگار كه سروهاي آريايي باغ هم به احترام يك هنرمند خبردار ايستاده بودند . حامد وارد گالري شد و حدود يك ساعت با مردم ديدار كرد . نظم و آرامش مانند روزهاي قبل در محيط حكمفرما بود كه ناگهان يك صداي آشنا تعدادي از حضاررا به خود جلب كرد و مردم با چهره متفاوت اما آشناي بهرام رادان با دوربيني حرفه اي در دست روبرو شدند . اندكي بعد از ورود رادان آرامش شكسته شد . بهرام وارد گالري شد و با استقبال گرم ، فوق العاده و خاصي كه بهداد از وي داشت جمعيت درون باغ به شور و هيجان آمدند . درهاي گالري بسته شد و بعد از مدت طولاني كه مردم در فضاي باغ منتظر ماندند اعلام شد ، گالري به علت ازدحام جمعيت و البته شكايت همسايه ها!!!!!!!!!!!!!!!! تعطيل شد . اما هيچ كس اين حرفها را باور نكرد . (من هم به مردم حق مي دهم ، به مردمي كه با هزارو يك مشكل از نقاط دور و نزديك شهر ،كه البته ديدم كساني كه از شهرهاي ديگر هم به آنجا آمده بودند فقط بخاطر ديدن هنر و هنرمندشان .) بايد هم باور نمي كردند . مردم همچنان در سرما انتظار ميكشيدند تا هنگامي كه بهداد شخصا به بالكن گالري آمد و از مردم آرامش را خواستار شد و با جمله اي گرما بخش هيجان و شوري اميدواركننده را در بين حضار جريان بخشيد "من عاشق همتونم"
اما واقعه چهارشنبه شب در جايي به اوج خود رسيد كه تمام بازديد كنندگان را از باغ بيرون كردند و همه جمعيت نامحترمانه از سوي عوامل ناشناخته اي به طرف خيابان هدايت شدند . من هيچ وقت نفهميده ام اين در پشتي همه ساختمانها كجاست كه مسئولين مراسم به مردم مي گويند اشخاص مورد نظرتان از در پشتي خارج شدند. دلم گرفت وقتي دختري را ديدم كه در كنار خيابان ايستاده بود و اشك مي ريخت به اين اتهام كه دعوت شده بود به ديدن اما نگذاشتند ببيند . اي كاش طور ديگري با اين مدعوين رفتار مي شد . رفتاري حداقل درشان مردم كشور پارسيان . ساعت هفت و نيم حامد بهداد از ساختمان خارج شد و به طرف پاركينگ رفت . ناراحتي و عصبانيت به خاطر رفتار نامناسب همان اشخاص ناشناس همه كاره با مردم و به هم زننده نظم برنامه هاي طراحي شده اش در صورتش كاملا مشهود بود . هميشه گفته اند از اسراي جنگي كسي را بدتر نمي برند اما من در آن لحظه با خود گفتم گلي به گوشه جمال ماموران انتقال اسراي جنگي . يك لحظه خوف كردم كه نكند بهداد را دستگير كرده اند . بهداد را در يك شرايطي كه به هيچ عنوان در شان يك هنرمند نبود سوار بر ماشين خودش البته با يك راننده از همان گروه از باغ خارج كردند. در هنگام عبور بهداد از ميان جمعيت شيفته و منتظر ديدار ، من در چشمانش لرزشي نزديك به ريزش اشك را حس كردم و بسيار برايم دردناك بود كه اي كاش حسم اشتباه باشد. و باز هم اين سوال تكراري در ذهنم مرور شد كه چرا معمولا در اين سرزمين ،مراسم مردمي ختم به خير نمي شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و آنها رفتند و مردم ماندند و درهاي بسته باغچه اي درشميران و سرما و هزاران سوال . و چهارشنبه با تمام لحظات رعب انگيزي كه به وجود آوردند تمام شد . پنجشنبه 3 بهمن ماه : امروز بايد روز اختتاميه باشد رفتم و باكاغذي بر روي در ورودي مواجه شدم " نمايشگاه عكس حامد بهداد تمام شد و تعطيل مي باشد " عجيبترين اتفاق ممكنه . يك نمايشگاه يك روز زودتر از موعد تمام مي شود . رفتم به داخل ساختمان و پرسيدم مگر روز ششم روز آخر اعلام نشده بود ؟ گفتند : صلاح ديده شد كه ديروز روز پنجم اختتاميه نمايشگاه باشد . جواب كاملا دندان شكني بود و من سوال ديگري نپرسيدم چرا كه دانستم 5=6 يعني چه. آن روز پنج شنبه بود اما عكسها نبودند ،حامد بهداد نبود و تنها مردمي بودند كه باز هم قرباني بي قانوني شدند . اگر چهارشنبه شب چهره حامد را نديده بودم حتما از وي بخاطر بي احتراميي كه به مردم شد روي برمي گرداندم اما خدا رو شكر كه ديدمش تا اشتباه نكم . حامد بهداد عزيز از شما سپاسگزارم . بخاطر تمام توجهي كه به مردم داشتيد سپاسگزارم ، بخاطر عكسبازيهايت سپاسگزارم و بخاطر تمام لحظات خوبي كه براي دختران و پسران و زنان ومردان اين سرزمين ساختي سپاسگزارم . سپاس ، سپاس .....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 بهمن1387ساعت 16:34 توسط فرزاد |
|
|
فیلمبرداری فیلم سینمایی «بیداری» به کارگردانی فرزاد موتمن درحالی به نیمه رسید که حامد بهداد به جمع بازیگران اضافه شد و نیکی کریمی هم جلوی دوربین رفت. اولین پلانهای نیکی کریمی و مهدی احمدی در مرکز توانبخشی تهران فیلمبرداری شد و بازی حامد بهداد هم تا چند روز آینده آغاز خواهد شد.
فیلمنامه «بیداری» را كریم هاتفینیا و سعید حاجیمیری به نگارش درآوردهاند كه مضمونی مرتبط با سیسال انقلاب اسلامی ایران دارد. این فیلم با دوربین دیجیتال SI-2K ساخته میشود كه برای رسیدن به جشنواره فجر، مراحل تدوین، صداگذاری و ساخت موسیقی آن به صورت همزمان در استودیو سبحان در حال انجام است. منبع : فرهنگ آشتي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 بهمن1387ساعت 19:13 توسط فرزاد |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 11:1 توسط فرزاد |
|
|
بازي حامد بهداد در " محاكمه در خيابان " به اتمام رسيده . عكسهاي حامد بهداد در اين فيلم رو مي تونيد از طريق لينك زير تماشا كنيد . اين سايت شامل دو بخش" عكسهاي صحنه و پشت صحنه " مي باشد .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 16:29 توسط فرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پوشش اخبار فعالیتهای حامد بهداد , هنرپیشه سینمای ایران
|
|
RSS
|